تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٨ - سوم موضعگيرى درست در برابر عوامل گوناگون و دگرگون كننده دنيا چيست؟
خسارت و زيان مىبيند، زيرا خداوند هيچ متكبّر خودستايى را دوست ندارد، و چون آن نعمت از جانب خدا بوده پس بيگمان نابودى و زوالش به دست به او خواهد بود.
[٢٤] خداوند از متكبّرانى كه فخر مىفروشند مثالى مىزند و بازتاب شادى آنها را نسبت به نعمتها بر خويشتن و رفتار آنان را درباره انفاق پس از بيان بازتابش در نفس و جامعه، براى ما آشكار مىكند.
«الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ- آنان بخل مىورزند و مردم را به بخل امر مىكنند،» اينان به چند سبب بخل مىورزند كه مهمترين آنها عبارت است از
اوّل: براى آن كه خواستار فخر فروشى و افزون جويى هستند و مىپندارند كه انفاق از دارايى آنان مىكاهد، و در حديث آمده است «درى از كار دنيا بر بنده گشوده نمىشود مگر آن كه درى دوچندان از حرص و آز بر او گشوده شود». [١٣٣] دوم: اين كه حس مىكنند از همه كس بىنياز و اين احساس در درون آنان چنان بزرگ مىشود كه گمان مىبرند از ثواب و پاداش خدا نيز بىنيازند، و از اين رو به دعوت به انفاق پاسخ نمىدهند و راه حق را تقويت نمىكنند.
«وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُ- و هر كه (از خدا) روى بگرداند، بداند كه خدا بىنياز است،» آن كه خود به هيچ كس نيازى ندارد، و امر او بر انفاق به مصلحت مردم و براى آزمودن ايشان است.
«الْحَمِيدُ- ستوده.» پس او فضل خود را پى در پى به مردم مىرساند، امّا چرا پارهاى اشخاص مردم را به بخل امر مىكنند؟
/ ٩٢ ١- براى آن كه بخل خود را با ايجاد جريان و مجموعهاى از بخيلان در اجتماع توجيه كنند تا بخل آنان نادر و بىمثل و مانند نباشد.
[١٣٣] - بحار الانوار، ج ٧٧، ص ١٦٠.