تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - و آخرين سخن
و ديگران هلاك گشتند، فرقهاى كه بر دين عيسى با شاهان جنگيدند و شاهان آنان را كشتند، و فرقهاى كه نه تاب برابرى و رويارويى با شاهان داشتند و نه مىتوانستند در ميان آنان بايستند و آنها را به دين خداى تعالى و دين عيسى فراخوانند از اين رو روانه بلاد ديگر شدند و به رهبانيّت پرداختند، و هم آناناند كه خداوند گويد: «وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ- و رهبانيّتى كه بدعت نهادهاند، ما بر آنها مقرّر نكردهايم.» سپس پيامبر (ص) گفت: «آنان كه به من ايمان آورند و مرا تصديق و از من پيروى كنند، براستى چنان كه سزاست حق آن را گزارده و رعايت كردهاند، و آنان كه به من ايمان نياورند همان هلاك شدگانند». [١٧٢] اين روايت در واقع موافقت و هماهنگى با چيزهايى دارد كه ما به وسيله مقياسهاى شرع مىشناسيم و روايتى را كه تمام مذاهب اسلامى از پيامبر (ص) نقل كردهاند تفسير مىكند كه حضرتش گفت اين امّت به هفتاد و سه فرقه تقسيم و پراكنده خواهد شد كه تمام هلاك مىشوند جز يكى كه همان گروهى است كه با طاغيان و گردنكشان مىجنگد. امّا آنان كه ميدان را خالى مىگذارند و كناره مىگيرند و تنها به نبرد ميان حق و باطل به تفرّج مىنگرند، يا كسانى كه از شاهان و جريان كلّى اجتماع، به درست يا نادرست پيروى مىكنند از نجات يافتگان نيستند.
از اينجا بر ما آشكار مىشود كه حديثى كه اشاره مىكند كه فرقه ناجيه و رستگار از امّت محمد (ص) همان فرقهاى است كه از جماعت و اكثريّت پيروى مىكند و با جابران و گردنكشان مخالفت نمىورزد، حديثى است مجهول و ساخته و پرداخته حكمرانان ستمگر و مدّعيان دين كه آنان را تأييد مىكنند.
با آن كه فرقهها و مذهبهايى كه مردم به آنها گرايش مىيابند بسيار است قرآن آن همه را در دو خط تقسيمبندى مىكند: خطّ حق و خطّ باطل.
«فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ- ما از آن ميان به آنان كه ايمان آوردند
[١٧٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٥١- ٢٥٢، الجامع لأحكام القرآن، قرطبى، ج ١٧، ص ٢٦٥.