تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٧
همراهند مگر آن كه خداوند آدمى را نگاهدارد، پس اين يكى از آن چهار است». [٥] [٣] در پايان آيه پيشين استفاده مىكنيم كه نفاقى كه اين گروه بدان رسيدند زاييده همان لحظه نبوده، بلكه نتيجه تراكم و انباشته شدن سوابق اعمال بدى است كه هنگامى كه به سراى اسلام درآمدند از آنها پاك نشدند، و اين فكر ما را بر آن مىدارد كه در گفته خداى عزّ و جلّ تأمّل كنيم كه گويد: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ- هر آينه خدا توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد،» پس مسير انسانى كه دير زمانى از عمر خود را در گناهان غرق بوده جز با پاك شدن از سوابق بد با توبه پيوسته و پياپى درست نمىشود، زيرا آثار گناه هر لحظه تهديد به انحراف مىكند. از اين روست كه پروردگار سبحان ما گويد
«ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا- اين بدان سبب است كه آنان ايمان آوردند.» پس هنگامى كه ايمان را اختيار كردند چه بسا اين امر نتيجه نفحهاى الهى بوده كه عرضه آن شدهاند و اشراقى بوده كه بر دلهايشان تافته و تصميم به ايمان گرفتهاند، [٦] ولى رسوبات گمراهى پيشين را از خود نزدوده و پاك نكردهاند (و به ريشه كنى آنها نپرداختهاند) از اين رو ديگر بار نموّ كرده تا آنجا كه مسيرهاى آنان را به راهى ديگر تغيير داده است.
«ثُمَّ كَفَرُوا- سپس كافر شدند.» در حالى كه شايسته چنان بود كه ايمان را در دلها و رفتارهاى خود راسخ و استوار كنند و در پاكسازى خود از سوابق گمراهى و موجبات و انگيزههاى آن جديّت ورزند، ولى چنين نكردند و به پيروى خواهشها و مصلحتها به كفر برگشتند، يا ايمانشان ايمانى سطحى بود و شرايط و مصلحتها آنان را به قبول ايمان واداشته و فراخوانده بود، پس چون فرصتى مناسب يافتند/ ٤١٣ به شخصيّتهاى حقيقى خود بازگشتند.
[٥] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٣٤ نقل از اصول كافى. بيگمان ما را مىسزد كه تاريخ و واقعيّت خود را در پرتو اين روايت بزرگ بررسى كنيم.
[٦] - اشاره به اين انديشه در تفسير دو آيه ١٧ و ٢٠ سوره بقره گذشته است، به آنجا رجوع كنيد.