تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٩ - شرح آيات
انصاف بيشتر مراعات شود و حق به شايستگانش داده شود.
/ ١٠٣ اين آيه تصريح مىكند كه بر پاداشتن عدالت به دست خود مردم است، و نگفته است: تا رسولان قسط و عدل را ميان مردم برقرار كنند، بلكه گويد: «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ- تا مردم به عدالت رفتار كنند»، و اگر مردم از مسئوليت خود در برابر عدالت شانه خالى كنند قسط و عدلى برقرار نخواهد شد، زيرا رسالتها فرصت و امكان بر پاداشتن قسط و استقرار عدالت را براى مردم افزون مىكنند، امّا پيامبران براى آن مبعوث نشدهاند كه عدالت را به اكراه و بنا خواست مردم بر آنان واجب سازند و تحميل كنند.
قيام مردم به قسط يعنى عدالت و بر پاداشتن حق در ديگر جوانب زندگى خود، همراه خدا، و همراه پيامبر، و همراه رهبرى شرعى و همراه با ديگر مردم و بلكه همراه با زندگى. پس بدين سان چنان كه حق پرهيزگارى است، به تقوا و پرهيزگارى خدا مىپردازند، آن گاه امام و پيشواى عدل را برمىگزينند و بدو تسليم مىشوند و از او پيروى مىكنند. امام رضا (ع) گفت: «وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ [١٥٢]- و سنجش را به عدالت بر پا داريد، يعنى امام را به عدل بر پا داريد.» [١٥٣] آن گاه حق را در مورد خود و ديگران مراعات مىكنند و پيوسته ملازم آن مىشوند، در مورد خود ميانهروى را بدون افراط و تفريط در پيش مىگيرند و در مورد ديگران كم نمىدهند و كمفروشى نمىكنند و ستم نمىرانند و تجاوز نمىكنند و عهد و پيمان نمىشكنند، و همچنين عدالت را در روابط خود با آفريدگان پيرامون خويش مراعات مىكنند، و از اين رو در زمين پس از اصلاح آن فساد و تباهى نمىكنند و كشتزارها و نسل را از ميان نمىبرند [١٥٤] و ... و ...
ولى پارهاى از مردم باقى مىمانند كه با حق مخالفت مىورزند. بدين سبب است كه خداوند آهن را به عنوان وسيلهاى استوار براى اجراى قسط و عدل و
[١٥٢] - الرحمن/ ٩.
[١٥٣] - تفسير نور الثقلين، ج ٥، ص ١٨٩.
[١٥٤] - مأخوذ از تعبيرهاى قرآنى: الاعراف/ ٥٦ و ٨٥، البقرة/ ٢٠٥.