تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٧ - شرح آيات
هر خرد و كلانى نشانههاى او هست، پس «او» خود كيست و صفات او كدام است؟
هر جا چشم اندازى آثار ملك و بزرگى او را بينى و به هر چه بنگرى از توانايى و حكمت او آگاهت كند و هر رويدادى را ملاحظه كنى جلوههاى تسلّط و جبروت او را مىبينى، پس «او» خود كيست و نامهاى او كدام است؟
پرسشى است كه بر هر خاطرى و به هر مناسبتى مىگذرد و نقش مىبندد، و پاسخ مىآيد: بيگمان «او» ست، و انديشه اين ضمير اشاره را بر مىگيرد تا بدين وسيله رشتههاى شناختهاى خود را گرد آورد و بهم پيوندد. بلى، او نهان هر آشكار و باطن هر پيداست، او نور هر تيرگى و آفريننده هر آفريده است.
«هو: او»، و همين براى يادآورى هر كس كه دلى دارد كافى است، مگر نه فطرت او در دل وجود دارد، و در ژرفاى هر دلى پرتوهايى از نور شناخت او هست؟
امّا نامهاى نيكوى او كدام است؟ نخست: «اللَّه» پس او اله و خداى حقيقى است كه تمام صفات خدايى و الوهيّت در او گرد آمده، و ما با «الف و لام» بدو اشاره كرديم و گفتيم: «اللَّه: آن خداى يگانه با تمام صفات خدايى خود» و نگفتيم «اله» زيرا او اله و خداى حقّى است كه غير او را حق ادعاى خدايى و الوهيّت نيست، و همچنين نامهاى او تالى و همسان است براى تفسير اسم «اللَّه» و بطبع تمام آنها تالى نام اللَّه است.
«هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ- اوست خداى يگانه كه هيچ خدايى جز او نيست.» پس از آنجا كه «هيچ خدايى جز او نيست» پس او «اللَّه: خداى يگانه» است و غير از او هيچ خدايى نيست، امّا مظاهر خدايى/ ٢٧٧ و جلوهنماييهاى او كدام است؟
يكم: همانا «الملك: سلطان و مالك توانا» است. زمام قدرت و توانايى مطلق را در هر چيزى مالك است، پس هيچ چيزى را حركت و نيرويى نيست مگر به (وجود و حركت بخشى و توانبخشى) او، و هيچ رويدادى پديد نمىآيد مگر در