تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٥ - شرح آيات
درباره معرفت خدا نسبت به خود و اين كه چه هنگام نامهاى خود را آفريد، از امام سؤال مىكند و مىگويد: «آيا خداى عزّ و جلّ پيش از آنكه آفريدگان را بيافريند نسبت به خويشتن به خود عارف (و از هستى خود آگاه) بود؟ گفت: آرى. گفتم
خويشتن خود را مىديد و مىشنيد؟ گفت: بدين نيازى نداشت، زيرا از خود نمىپرسيد و چيزى نمىخواست، او همان نفس خود است و نفس او هموست، قدرت او نافذ است و نيازى ندارد كه خويشتن خود را بنامد، ولى براى خود نامهايى برگزيد به جهت ديگران كه او را بدان نامها بخوانند، زيرا اگر او را به نامش نخوانند شناخته نشود». [٧٠] ولى چگونه خدا را به نامهايش بخوانيم؟ اين امر وقتى كامل مىشود كه ما آن نامها را وسيلهاى براى شناختن او قرار دهيم، و در حروف آنها خشك و مقيّد نشويم و آن نامها را چون نامهايى بخوانيم، بلكه آنها را به سوى آن پروردگارى قرار دهيم كه با ضمير «هو: او» بدو اشاره مىكنيم، پروردگارى كه نشانههاى او در هر چيزى جلوهگر است ولى ذات او فراتر از درك خردهاست.
/ ٢٧٥ در حديث منقول از امام صادق (عليه السّلام) چنين آمده است كه وقتى به هشام بن الحكم كه از او درباره نامهاى خدا و اشتقاق آنها مىپرسد، پاسخ مىدهد
«اى هشام: اللَّه مشتق از اله است، و اله اقتضاى مألوهى دارد، و نام غير از ناميده شده است، پس كسى كه نام را بدون معناى آن مىپرستد كفر ورزيده و چيزى را نپرستيده، و كسى كه نام و معنى را با هم مىپرستد شرك ورزيده و دو چيز را پرستيده، و كسى كه معنى را بدون نام مىپرستد، اين توحيد و يكتاپرستى است». [٧١] به نظرم مىرسد كه بسيارى از افراد بشر هنگامى كه در حدود نامها و حروف دلالت كنند بر او يا در حدود آيات خدا بدون آن كه با بينشها و حقايق
[٧٠] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٩٥.
[٧١] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٩٦.