تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٣ - شرح آيات
صريح قرآن تكليف هر مسلمانى است: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ [٨٤]- با پيشوايان كفر پيكار كنيد كه ايشان را رسم سوگند نگهداشتن نباشد.» و نصوص بسيارى ديگر، و اگر اين تأكيد در تأويل اين آيه بيشتر بر امام شده و به تواتر رسيده از باب تأكيد بر احياء اعظم و زنده كردن بزرگتر و سرتاسرى جهان است، و گرنه همين كه آدمى خود و جامعه خود را، هر چه و به هر اندازه باشد، اصلاح كند، نيز احياء و زنده كردن است، بلكه تحقق وعده الهى داير بر ظهور رهبرى كه زمين را پس از آن كه از ظلم و جور لبريز شده از عدل و برابرى سرشار كند، به اجماع مسلمانان و تمام مذاهب و اديان، تا اندازهاى موكول و منوط به ماست. زيرا پروردگار ما سبحانه و تعالى گويد: «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ [٨٥]- خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند»، و زيرا كه در پارهاى نصوص آمده است كه حضرتش عليه السّلام ظهور نمىكند مگر آن كه شماره يارانش به اندازه شماره اصحاب پيامبر در روز بدر به سيصد و سيزده تن برسد، و خدا داناست.
پندار كه حضرت حجت (ع) در ميان ما ظهور كرده است، پس بيگمان به وسيله ما پيكار خواهد كرد، و از اين روست كه فرمان خدا و تأكيد او بر ضرورت علم و آگاهى به اين حقيقت مىآيد، زيرا علم و آگاهى ما را به كار و كوشش وا مىدارد، ولى آرزوهاى دور و دراز منفى گرى را در وجود انسان پديد مىآورد و نيروهاى عملى و كردارى او را فلج مىكند و از كار مىاندازد، زيرا/ ٦٤ جز خيال و پندارهايى كه بهرهاى از حقيقت ندارند، نيست. شايد گفته خداى تعالى «اعْلَمُوا- بدانيد» برابر گفته ديگر او «أَمْ حَسِبْتُمْ- آيا پنداشتيد» باشد كه همان فراخواندن به مبارزه با آرزوهاى باطل و پندارها و توسّل و چنگ زدن به دامان شناخت و علم است. و هر گاه بخواهيم از اين حقيقت بنحو مؤكّد آگاه شويم بايد بدانيم چگونه
[٨٤] - التوبة/ ١٢.
[٨٥] - الرّعد/ ١١.