تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٢ - و آخرين سخن
مىكند و بروشنى مىگويد كه راهها به فضل خدا براى همه گشوده و هموار مىشود.
«لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ- تا اهل كتاب بدانند كه به فضل خدا هيچ دسترس ندارند،» در اين آيه دو وجه است، معنى آيه بر وجه اوّل اين است كه: تا از مهربانى خدا و فضل او نوميد نشوند كه بدين بهانه ايمان نياوردن خود را به پيامبر (ص) و كتاب جديد (قرآن) توجيه كنند، يا نكوشيدن خود را براى كسب رحمت و فضل الهى تعليل نمايند، هرگز ... پس دعوت خداوند و وعده او شامل همه است.
اما بر وجه دوم معنى آيه چنين مىشود كه: تا اهل كتاب (يهود و نصارى) نپندارند كه آن فضل منحصر به آنان بوده و مؤمنان مسلمان را راهى به بهرهگيرى از فضل خداى تعالى نيست، هرگز ...
«وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ- و اين فضل به دست خداست كه به هر كه خواهد دهد،» به نظر مىرسد اهل كتاب گرفتار دو وعده خطرناك بوده و با آن بسر مىبردهاند: اول: اين كه آنان نژاد برترند، پس فضل از آن ايشان است نه براى ديگران، دوم: اين كه اگر ايمان بياورند در فضل با مسلمانانى كه پيش از آنان ايمان آوردهاند برابر نيستند زيرا آنان عربند و ايشان بيگانه، يا به هر سبب ديگر.
پايان آيه (و شايد آغاز آن نيز) اين هر دو عقده را منتفى مىسازد، زيرا فضل به دست خداست آن را به مسلمانان مىدهد همان طور كه پيش از اين هنگامى كه اهل كتاب به پيامبران خود ايمان آوردند به آنان نيز داده بود، وانگهى از آنجا كه فضل به دست خداست، او ميان عرب و غير عرب و پيشين و پسين و هموطن و بيگانه (به تعبير امروز) و قرشى و حبشى تفاوتى نمىگذارد، پس هر كس ايمان بياورد و پرهيزگارى كند، خداوند فضل خود را شامل حال او مىكند/ ١٢٣ ... و بدين گونه ميان دو وجه تغييرى را كه پيشتر درباره اين آيه ياد كرديم جمع مىكنيم.
«وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ- و خدا را فضل و بخشايشى عظيم است.» خدايى كه براى هر انسانى بفراخى راه مىگشايد تا كوشش خود را براى او