تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٢ - شرح آيات
به شوهران و خويشاوندان سر فرود نمىآورند، زيرا واجب است كه در ولاء و دوستدارى و فرمانبردارى تنها از رهبرى رسالتى خالص و ناب باشند، و اين اصل ولاء و دوستدارى است كه همان تجلّى حقيقى توحيد و يكتاپرستى در زندگى فرد است، و شايد اين بينش ما را به ضرورت مشاركت زن در زمينه سياسى با انگيزه تكليف واجب او در بر پا داشتن حكم خداوند، و مبارزه با نيروهاى شرك و گمراهى رهنمايى مىكند و مىفهماند كه بر زن واجب است ولىّ شرعى خود را به اراده محض و آزادى كامل خود انتخاب كند.
«وَ لا يَسْرِقْنَ- و دزدى نكنند.» از شوهرانشان يا از ابناى اجتماعشان، «وَ لا يَزْنِينَ- و زنا نكنند.» شايد اين دو شرط بويژه متوجّه زنان مهاجرى است كه شوهران خود را رها كردهاند، زيرا آن زنانى كسى نداشتند كه نفقه آنان را بدهد و اين نيازمندى آنان را به دزدى فرا مىخواند، يا خواهش جنسى آنان را به زنا ناگزير مىساخت، در حالى كه آيه به لفظ مطلق خود شامل هر زن مسلمانى مىشود.
«وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَ- و فرزندان خود را نكشند.» نه از لحاظ معنى و نه از لحاظ مادّى، و شايد سقط جنين از مصاديق و انواع قتل باشد كه اين آيه كريم بدان توجّه دارد.
«وَ لا يَأْتِينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَ- و هر كس بهتان بدانچه ميان دستها و پاهاى خود دارند نبندند (- و فرزندى را كه از آن شوهرشان نيست به دروغ به او نسبت ندهند)» اين دو مورد مستقيماً به موضوع زنا مربوط مىشود، زيرا زن زناكارى كه به ورطه باردارى مىافتد دو راه در برابر خود مىيابد: يا با كشتن فرزندى كه در شكم دارد خود را از ننگ رهايى بخشد يا به مردى بهتان زند كه به زور به وى تجاوز كرده، و شايد اين صفات (دزدى، زنا و بهتان زدن به مردان) از/ ٣٢٨ خصوصياتى بوده كه زن دوران جاهلى بدان شناخته شده، هم چنان كه اين صفات و بويژه بهتان زدن