تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٧ - شرح آيات
به عنوان نمونهاى براى مخاطبان هنگامى به تأكيد براى ما روشن مىشود كه شرايط نزول اين سوره را در مدينه دريابيم كه در آنجا اين امّت نوپا به اجتماعى تحول يافت، و نيرويى يافت كه سست و ضعيف نمىشد، پس چون آن وضع را با وضعى كه مؤمنان در عهد ابراهيم داشتند مقايسه كنيم فاصلهاى پهناور در ميانه مىبينيم، چه ابراهيم و مؤمنان همراه او كه گروهى اندك و مستضعف بودند با جامعه شرك به طور اصولى و بنيادى و شامل قطع رابطه كردند، پس چگونه برخى از مؤمنان مدينه و نظاير آنان مىپندارند كه قطع رابطه با كفر غير ممكن است؟! اين پندار هرگز درست نيست و آن پيشينيان مقتدايى هستند براى ما و حجّت ما هستند در برابر كسانى كه چنين مىپندارند.
«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ- ابراهيم و كسانى كه با وى بودند براى شما نيكو مقتدايى بودند.»/ ٣٠٥ چرا قرآن حكيم با چنين تعبير و تكيه بر شخص ابراهيم سخن گفت؟ در حالى كه ممكن بود خداى تعالى بگويد: (در وجود مؤمنان عهد ابراهيم نيكو نمونه و مقتدايى براى شما بود)؟ شايد براى اين كه بر نقش رهبر يعنى ابراهيم (عليه السّلام) تأكيد كند، زيرا در درجه اوّل او نمونه و مقتدا بود و مؤمنان پيروان او بودند، و اين تأكيدى است از جانب خداوند بر نقش پيشگامى و پيش آهنگى يك فرد انسان در تاريخ.
اين همان پدر پيامبران و مؤمنان همراه اويند كه موضعگيرى قاطع و استوار خود را در برابر قوم مشرك خود و بر ضد ارزشهاى گمراه كننده آنها اعلان مىكنند، و كم بودن تعداد آنان را منصرف نمىكند و فشارهايى كه وارد مىشود ايشان را وادار به تسليم و سر فرود آوردن نمىسازد.
«إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ- آن گاه كه به قوم خود گفتند كه ما از شما و از آنچه جز خداى يكتا مىپرستيد بيزاريم.» بدين گونه با اشخاص و مبادى متّكى بر گمراهى به مبارزه و ستيزه پرداختند، و چه قدر كار دشوار و مبارزه سخت است، وقتى كه اعلام كنندگان