تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٦ - شرح آيات
مردم باقى نمىماند، و قيامت بر پايه ايمان به خدا و روز رستاخيز نهاده شده است و هر گونه رابطه ديگر كه مصلحتى و عاطفى است، محدود به دنياست و به همان حدّ دنيا پايان مىيابد.
«يَوْمَ الْقِيامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ- خدا روز قيامت ميانتان جدايى مىافكند.» در آنجا جدايى حقيقى ميان مؤمنان و كافران، و ميان خويشاوندان/ ٣٠٤ با يكديگر، و ميان پدران و فرزندان آشكار مىشود. و خداوند به اشارهاى ما را بر حذر مىدارد و مىفهماند كه مانور و به پيچ و خم رفتن در برابر احكام و حكمروايى او سودى ندارد، چنان كه مؤمن يكى از كافران را دوست مىدارد و با او دوستى مىورزد آن گاه عذر مىتراشد و اين انحراف را به عنوان خويشاوندى يا امثال آن موجّه قلمداد مىكند.
«وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ- و خداوند بدانچه مىكنيد بيناست.» سوم: بيگمان راه درست، همان راه پيامبران و كسانى است كه ايمان آوردهاند، آنان از دشمنانشان بيزارى جستند و براى خدا با آنان دشمنى و كينه ورزيدند. و پدر پيامبران، ابراهيم (عليه السّلام) و مؤمنانى كه همراه او بودند از اين ديدگاه ضرب المثل شدند و در طول تاريخ به صورت نمونه و الگو درآمدند، اينان نه تنها رشته دوستى و دوستدارى را از دوران بريدند، بلكه از نزديكترين كسان به خود كه همان خويشان و خويشاوندان و پدرانشان بودند نيز گسيختند.
ابراهيم يتيم بود و به حمايت اجتماعى و اقتصادى نياز داشت، امّا به طمع هيچ يك از اين حمايتها به عمويش آزر تسليم نشد و بدو سر فرود نياورد، بلكه به استوار در راه دين حنيف خود گام نهاد و در ستيزه با كافران به او و به قوم خود پشتگرم نشد بلكه با قوم خود به ستيزه برخاست و از همان عموى خود آغاز كرد، و چون به كفر ستيزى برخاست از همان قوم خود آغازيد، از اين رو براى مؤمنان نمونه شد، و اين چنين زندگى پيامبران به صورت نمونهاى زيبا براى نسلهاى بعد از ايشان به صورت نمونه درآمده است. در اين سوره نقش ابراهيم (عليه السّلام) و همراهان او