تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٢ - و آخرين سخن
پس بدعت گذارى در اصل در رهبانيّتى كه به معنى بيم از خداست نبوده، امّا در فروع آن از قبيل گوشه گيرى دسته جمعى در ديرها و وضع مقرّرات ويژه آن به وجود آمده است. بنا بر اين تفسير، گفته خداى سبحان: «ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ- ما آن را بر آنان مقرر نكردهايم» براى بيان بدعت گذارى است، بدين معنى كه خداوند رهبانيّت را به هدف كسب خشنودى خود بر آنان مقرر كرد امّا آنان چنان كه حق آن رهبانيّت بود و مىسزيد آن را مراعات نكردند و تحريفش نمودند.
برخى گويند: اين آيه اشاره بدان دارد كه آنان اصل رهبانيّت را براى كسب خشنودى خدا بدعت نهادند و خود به وجود آوردند، و خداوند آن را بر ايشان مقرّر نكرده بود.
و گويند: ضرورتى ندارد كه بدعت گذارى و ايجاد روشى نو پديد عيناً در رسالتى نوشته و نام برده شده باشد تا مشروع محسوب شود،/ ١١٤ بلكه كافى است كه با ارزشها و اصول و قواعد كلّى موجود در آن رسالت سازگار باشد، زيرا مهمّ اين است كه از كتاب الهى بر گرفته شده و بدان منتهى شود، و به گواهى «ميزان» ملتزم و پيوسته بدان باشد. و اين امر ناشى از انعطاف و نرمش دين و قدرت آن در رهبرى زندگى در حال تحول و دگرگونى است كه ابداع و نوآفرينى را تا وقتى در حدود خشنودى خدا و شريعت او باشد، تأييد مىكند، و از اين ديدگاه رهبانيّت نيكوست در صورتى كه به امور زيرين منجر نشود
١- تشبّث به ظاهر امور به حساب و زيان ارزشها.
٢- كناره گيرى از اجتماع و ناديده گرفتن آن بدون حضور و شاهد بودن و كوشش در تغيير وضع موجود آن.
٣- كناره گيرى و شانه خالى كردن از تكاليف اجتماعى.
٤- چپاول مردم و اندوختن سيم و زر، و انحراف از راه خدا.
و آنچه كار را بدين جا بكشاند كه در واقع تهى كردن رهبانيّت از مضامين راستين آن يعنى حقايق زيرين است
الف: بيم از خدا، و نزديكى جستن به او به وسيله اعتكاف و زهد نسبت به