تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٧ - شرح آيات
/ ١٤٦ شايد قرآن از نام بردن از اختيار طلاق از آن نظر روى برگردانده و نامى از آن به ميان نياورده كه بر ترجيح رجوع تأكيد دارد كه در روند حمايت از خانواده درمىآيد، و بازگشت به همآغوشى و معاشرت جنسى جايز نيست مگر با دادن كفّاره و اين شرطى است كه جزاى پناه بردن به عادت ظهار را به انسان مىچشاند.
از حكمت خداوند و دقّت قانونگذارى او اين است كه دادن كفّاره را به عنوان چارهاى براى مشكل ظهار قرار داده و واجب كرده است و اين چاره به نوبه خود علاج مشكلى ديگر است كه همانا موضوع بندگى يا مسئله فقر و بينوايى است، زيرا به عنوان حكم نخستين مقدّم بر ديگر وجوه بر مرد ظهار كننده واجب ساخته كه بعد از پشيمانى از ظهار و پيش از همآغوشى با همسرش بندهاى را آزاد كند، و اين امر شهوت جنسى را به عنوان انگيزه نيرومندى براى انسان به سوى انجام دادن خيرات مىراند. اهتمام و توجّه شايان اسلام به حلّ مشكل بندگى در بسيارى از موضعگيريها و احكام آن، گاه به صورت تكليفى واجب و گاه به صورت امرى اختيارى ترجيحى ملاحظه مىشود.
شايد كسى بگويد: چرا اين عقوبت سنگين در جزاى وضعى كه در كلماتى اندك (يعنى صيغه ظهار) خلاصه مىشود واجب آمده است؟ ولى بايد بدانيم كه پيوند زناشويى امرى سست و سبك نيست، بلكه امرى است مهمّ و واجب است كه اسلام آن را با ديوارى احاطه كند كه خواهشها و تمايلات و حالات زودگذر آن را از هم نشكافد، زيرا خانواده محور اجتماع، و مدرسه نسلهاى در حال رشد آينده است و تجربه تمدن آفرين امّت در آن تمركز و تبلور مىيابد، پس روا نيست كه به حريم و حرمت آن تجاوز شود و به خاطر شهوتها و تأثيرپذيريهاى زودگذر تباه و ويران گردد.
«ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ- اين پندى است كه به شما مىدهند.» اين دستور بيگمان مانع و سپرى است در برابر تهديد موجوديّت خانواده، و توسّل به عادتها و ارزشهاى جاهليّت، اما سپر مهمتر و آن مانعى كه دين آن را در نفوس پيروان خود پرورش مىدهد و در نظام اجتماعى و سياسى و اقتصادى بدان