تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٤ - شرح آيات
ظهار چگونه است؟ گفت: «مرد به زن خود در حالى كه وى پاكيزه است و همآغوشى نكرده گويد: تو بر من حرامى مانند پشت مادرم، و از اين عبارت اراده و قصد ظهار مىكند»، [٩] و از زراره از آن حضرت (عليه السلام) نقل شده كه گفت
«طلاق بدون اراده طلاق و ظهار بدون اراده ظهار واقع نمىشود». [١٠]/ ١٤٤ اين سختگيرى از طرف اسلام در لزوم و وجوب اين شرطها، ظهار شرعى را نادر مىسازد، و اگر اين كيفيّت بر چيزى دلالت داشته باشد همانا شدّت علاقه اسلام را نسبت به سلامت خانواده تأكيد مىكند كه براى الفت دادن و گردهم آوردن افراد آن و پيوند دادن آنان به يكديگر مىكوشد تا خانواده بتواند نقش تمدن آفرين خود را در سازندگى و پيشرفت ايفا كند. هم چنان كه اسلام راه حلى قانونمندانه و عملى و شفا بخش براى مشكل ظهار وضع مىكند، پس از يك سو قانونمندى جاهليّت (حرمت و تعليق ابدى) را بدان نمىدهد و آن را واقع نمىشمارد مگر آن كه شروط شرعى پيش گفته تكميل شود، و ظهار كننده مىتواند در قرار خود تجديد نظر كند و اگر بخواهد با زن خود رجوع كند. سپس عقوبتها و پيامدهايى هشيار دهنده وضع مىكند كه توجّه بدانها كافى است تا انسان مؤمن به ورطه ظهار نيفتد، و اگر بدان ورطه افتاد ديگر بار بدان دچار نمىشود و كار او هشدار و اندرزى براى ديگران خواهد بود.
«وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ- آنهايى كه زنانشان را ظهار مىكنند،» ظهارى مشروع، كه اين ظهار تمام پيوندها را و آن هم براى هميشه قطع نمىكند، بلكه از لحاظ عملى در رابطه جنسى مستقيم اثر مىگذارد، و به تعبير روايات، مانع همآغوشى (تماسّ) مىشود تا كفّاره ادا گردد و پيامد و عقوبت شرعى چشيده شود، حتى بيشتر فقها انواع ديگر تمتّع را كه در سطحى پايينتر از همآغوشى
[٩] - همان مرجع.
[١٠] - همان مرجع، ص ٥١٠- در اين مورد شروطى مفصل در كتابهاى فقه استدلالى آمده است، بدانها رجوع كنيد.