تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٦ - شرح آيات
كه شناخت ما از طريق دلايل به اين حقيقت كه كتاب از جانب خداست ما را ملزم مىسازد كه بدان عمل كنيم و مفادّش را به اجرا درآوريم.
«وَ الْمِيزانَ- و ترازو را.» وسيلهاى كه به مدد آن مضمونهاى خارجى كتاب را مىشناسيم و داورى و قضاوت در دادخواهيها و محاكمهها عهدهدار آن است.
پرسش اين است: ترازو كدام است؟ آيا همان عقل است؟ يا امام عادل؟
يا اين سنجهها و مقياسهايى كه مردم چيزهاى خود را با آنها مىكشند و برمىسنجند؟
به نظر مىرسد ترازو (يا ميزان) اساساً همان وسيله سنجشى باشد كه ما به مدد آن مطابق ساختن حكم را با واقعيّت خارجى مىشناسيم و تشخيص مىدهيم، و اين تطبيق كامل نمىشود مگر با عقل و امام و مقياس درست. و اين چگونه است؟
اوّلا: قرآن نيامده است كه نقش عقل را بزدايد و باطل كند، بلكه براى آن آمده است تا اندوختههاى آن با اجتهاد در فهم حقايق و احكام و راه تطبيقش بيرون كشيده شود و وظيفه و نقش حسّاس و مهم خود را در زندگى بشريّت ايفا كند.
/ ١٠١ ثانياً: قرآن آنجا كه تسليم به رهبرى شرعى در حدود ارزشهاى كتاب واجب مىآيد به جاى امام (سلطه عادل) نيامده است، پس نقش و وظيفه امام مكمّل نقش رسالت است. از اين رو پيامبر خدا (ص) گفت: «همانا من در ميان شما دو چيز گرانقدر باقى گذاشتم، تا وقتى بدان دو توسّل جوييد پس از من گمراه نخواهيد شد، يكى از آن دو از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا، كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين، و عترت من، اهل بيتم. هان! كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا به حوض (كوثر) درآيند» [١٤٣] و تمام فرقههاى مسلمان بر اين روايت اتفاق دارند، همراه با حكم عقل بر ضرورت آن. امّا گفته خوارج كه
«كتاب خدا ما را كافى است» بيگمان باطل است، به شهادت قرآن، و شهادت
[١٤٣] - بحار الانوار، ج ٢٣، ص ١٠٦، كنز العمال، ج ١، ص ١٧٢، و [١٨] جايى ديگر.