تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٠ - شرح آيات
نمىكرد بيقين دچار مشكلاتى بىپايان مىشدند.
پيداست كه حكمت الهى از آياتى محكم استنباط مىشود كه تمام آيات ديگر قرآن (از قبيل آيات متشابه) و تمام حوادثى كه در زندگى وقوع مىيابد بدانها ارجاع مىشود، زيرا آيات محكم قرآن همان است كه انسان را يادآور ارزشهاى فطرى مركوز در ضمير و وجدانش مىشود، و اندوختهها و نهفتههاى خرد او را به وسيله بزرگترين حقايقى كه خود پس از انديشه و امعان نظر آنها را درمىيابد، برمىانگيزد ... و در يك كلمه، محكمات قرآنى همان مركوزات و اندوختههاى خرد انسانى است همچون توحيد و عدل و آزادى و مسئوليت و امثال آن، و همان است كه منبع و مصدر قانونگذارى و تشريع الهى است و قانونگذاران قوانين وضعى بشرى مىپندارند كه در قانونگذاريهاى خود بدان اعتماد و تكيه مىكنند.
هنگامى كه انسان به درجهاى پيش افتاده از آگاهى و هشيارى نسبت به اين مركوزات و اندوختهها برسد و با عقل درايت و بينش خردمندانه در آنها بينديشد و در شناخت آنها ژرف انديشى كند، فقيه و آگاهى مىشود كه بدو حكمت دادهاند، و آن گاه مىتواند ديگر احكام شريعت را از آنها استنباط كند، هم چنان كه امكان مىيابد در موضعگيريهاى سياسى و اجتماعى متفاوت خود بدانها اعتماد و تكيه كند.
آگاهترين مردم به حكمت، و تواناترين فرد آنان بر استنباط احكام فرعى از آن مركوزات و هشيارترين آنان نسبت به بينشهاى آنها همان كسى است كه شايسته حكمرانى بر امّت است، زيرا او از ديگران به قرآن (و فهم آن) نزديكتر است، و بدين سبب قرآن همان حاكم نخستين در ميان امّت اسلامى است، و هشيارترين مردم نسبت به مفاهيم قرآن و نزديكترين فرد ايشان بدان نماينده و نمايانگر آن است.
از اين رو حكمت در اينجا يعنى ولايت الهى و رهبرى شرعى، زيرا ولايت ظرف حكمت و انبان معارف ربّانى و مخزن بينشهاى قرآنى است.
از اينجاست كه نصوص منقول از امامان اهل بيت (عليهم السّلام) از