تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٦ - شرح آيات
وانگهى مقياس زندگى و بويژه در نظر مؤمن، پرداختن به وظايف مادّى ضرورى چون خوردن و آشاميدن و نفس كشيدن و جنبيدن و ... نيست، بلكه مقياس آن بر پرتو هدفها و ارزشهاى انسانى و الهى نهاده شده، اگر انسان از آزادى و كرامت خود جدا شود ديگر چه ارزشى دارد؟! شك نيست كه مرگ از زندگى بدون آزادى و كرامت آسانتر و گواراتر است، و از اين روست كه امام حسين (ع) گفت: «من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ستمگران را جز تلخكامى نمىدانم»، و امام/ ٦٦ على (ع) در صفّين به ياران خود گفت: «خوار گشتن و زندهمانتان مردن است، و كشته گشتن و پيروز شدن، زنده بودن. [٨٧] هنگامى كه از امام صادق (ع) درباره معنى «زندگى پس از مرگ» در اين آيه پرسيدند گفت: «دادگرى پس از بيدادگرى». [٨٨] سوم: در كنار اين تفسير سياسى جدّى درباره اين دو آيه، تعبيرهايى ديگر كه دامنه معنى براى آنها گسترش دارد، آمده است. از جمله آنكه دلها بر اثر گمراهى و انحراف مىميرد ولى درست نيست كه انسان از دگرگونى و پذيرفتن توبه از جانب پروردگار خود نااميد شود، زيرا او را آمرزشى است پر دامنه و همه گير، از اين رو انسان از رحمت او نوميد نمىشود و ممكن است كه زندگى ديگر بار به دلش بازگردد، بشرط آن كه او نيز از خطاى خود دست بكشد و برگردد و راه مبارزه با نفس را به توبه و كردار بدانچه موافق رسالت الهى و آيات اوست در پيش گيرد.
مفسران از يكديگر نقل كردهاند كه يكى از مصداقهاى اين دو امر (توبه و كردار صالح) فضل بن يسار است كه گمراه بود و راهزنى مىكرد و با كنيزى وعده گذاشته بود، چون از ديوار به ديدار آن كنيز بالا مىرفت شنيد كه كسى اين دو آيه را تلاوت مىكند: «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ ...- آيا وقت آن نرسيده كه كسانى كه ...» پس از ديوار فرود آمد و مىگفت: آرى، وقت آن رسيده، وقت آن رسيده ... آن گاه از
[٨٧] - نهج، خ، ٥١ (ترجمه دكتر شهيدى، ص ٤٤).
[٨٨] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٢٤٣.