تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٨ - و سخنى پايانى
پس مؤمنان تا وقتى صدقه مىدهند و انفاق مىكنند در درجه اوّل اين امر دليلى بر «صدق» و راستى آنان است و در درجه دوم دليل بكار افتادن و پويايى آنان است پس از جمود و توقف، و اين پويايى به سبب انصراف از دنياست كه منتهى به سخت دلى مىشود.
دو آيه پيشين براى آن آمده است كه پارهاى از مؤمنان را از اين گودال كه پيشپاى مؤمنان راستين نيز قرار دارد و ورطهاى است كه منافقان، پيش از آن كه در گرداب فسوق و نافرمانى افتند، بدان گرفتار مىآيند بيرون بكشد، ورطه منافقانى كه در بذل داراييهاى خود بخل مىورزند و در راه خدا انفاق نمىكنند، خداى تعالى گويد: «وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ [٩٠]- دستهاى خود را (از انفاق) مىبندند، خدا را فراموش كردهاند: خدا نيز ايشان را فراموش كرده است، زيرا منافقان همان فاسقان و نافرمانانند»، پس طبيعى است كه در چنين حالى خداوند فرا خواندن به انفاق در راه خود را به آن دو آيه بپيوندند
/ ٦٨ «إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَ الْمُصَّدِّقاتِ- همانا مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده،» صدقه چيزى است كه انسان در واقع (و به صدق نيّت) به پروردگار خود تقديم مىكند، زيرا در حقيقت، اوست كه امر مىكند و وعده پاداش مىدهد و آدمى را به انفاق برمىانگيزد، صدقه را از آن رو «صدقه» خواندهاند كه «صدق» يعنى راستين و استوار بودن ايمان را ثابت مىكند، و تنها منحصر به انفاق مال مستحبّ و واجب نيست، بلكه شامل تمام اعمال نيك و صالح مىشود گر چه ظاهر روند عبارت همچون كلمه (انفاق و صدقه) بر بذل مال و دارايى دلالت دارد. در حديث آمده است: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: «هر معروف (كار نيك) صدقه است خواه به توانگر باشد يا به فقير» [٩١] و گفت: «رفع گزندى به وسيله تو از
[٩٠] - التوبة/ ٦٧.
[٩١] - بح (بحار الانوار)، ج ٩٦، ص ١٢٢.