تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٣
پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله) آمد و گفت: «اى پيامبر خدا اگر عزم كشتن او كردهاى، به من بفرماى تا آن كس كه سر او را نزد تو بياورد من باشم، به خدا سوگند كه قبايل اوس و خزرج دانستهاند كه من نكوكارترين فرد آنان نسبت به پدر خود هستم». [١٩] و اين تصويرى است از تحوّل تمدّن آفرين جديد و طغيان قانونمندى نو عليه قانونمندى كهنى كه در آن رابطهاى نزديكتر از علاقه پسر به پدر نيست.
از خود مىپرسيم: چرا آيه پيشين به اين عبارت پايان يافت كه منافقان «لا يَفْقَهُونَ- نمىفهمند»، در حالى كه اين آيه چنين پايان مىيابد كه آنها «لا يَعْلَمُونَ- نمىدانند»، پاسخ اين است كه: شناخت قوانين اقتصادى و اين كه مال در نتيجه كوششهايى به دست مىآيد كه خزاين خدا را در زمين بيرون مىآورد، نياز به فقه دارد كه همان فهم ژرف است، در حالى كه شناخت قوانين اجتماعى و از جمله آنها تبديل شدن ارزشها نزد مردم به چنان فهم ژرفى نياز ندارد، بلكه هر كسى مىتواند آن را بداند. و بدين گونه اين آيه فقه (فهم ژرف) منافقان را نسبت به قوانين اقتصادى نفى مىكند، و سپس علم (و آگاهى) آنها را (كه كمتر از فقه است) حتى از فهم تحوّلات اجتماعى نفى مىكند.
[٩] و از آنجا كه منافقان مىكوشند روح مادّى (و مال پرستى) را در اجتماع رسوخ دهند و در نتيجه اجتماع را به سود جنگ اقتصادى سياسى خود بر ضد اسلام و رهبرى مكتبى بكشانند، در قرآن مىيابيم كه ارزشهاى معنوييى را كه از ايمان به آخرت الهام مىگيرد در ضمير امّت رشد مىدهد تا در دامهاى نفاق نيفتد و نقشههاى منافقان بر ضد اسلام شكست بخورد. دعوتى كه در شرايط سختى و جنگ اقتصادى از مؤمنان مىشود مرادش به صورتى بزرگتر توانگران ايشاناند، زيرا آنان به پرسش گرفته خواهند شد و رسالت با اين گونه از مبارزه چنين مقابله مىكند كه آنان را به تحمّل مسئوليت در تقويت رهبرى و دولت و امّت اسلامى به انفاق و تأمين هزينه بيشتر وادارد و برانگيزد، و اين امر ممكن نمىشود مگر با پرواز انسان در آسمان ذكر
[١٩] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٣٤.