تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٤
خدا، و فراتر رفتن از آزمندى نفس و سرگرمى و بازى با اموال و اولاد.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اموال و اولادتان شما را از ذكر خدا به خود مشغول ندارد.»/ ٤٢٧ و اين دو زينت زندگى دنيا و درخشانترين صورتهاى آنند. و مؤمن شايسته است كه ذكر خدا را محور خود قرار دهد و دور آن به گونهاى بگردد كه هيچ چيزى او را از اين مدار خارج نكند. مراد از اموال در اينجا تنها درهم و دينار و طلاها (و سكّه و اسكناس) نيست بلكه هر چيزى است كه اجتماع مالك آن است از زمين و امكان داشتن و مصلحت اقتصادى و آنچه شبيه اينهاست، و همچنين اولاد تنها فرزندان نيستند، بلكه در اينجا مراد پيوستگى انسان به مادّه (اموال) و پيوند او با ديگران (اولاد) است و اموال و اولاد بارزترين مصداقهاى اين دو نوع پيوندند. شايد دعوت به سرگرم نشدن به اموال مقابله با سياست اقتصادى منافق عليه رسالت و پيامبر است (آيه ٧)، در حالى كه دعوت به سرگرم نشدن به فرزندان مقابله با سياست نژادى و وطنييى است كه آنان خواستند پس از بازگشت به مدينه بر آن تكيه كنند (آيه ٨).
آن گاه قرآن مؤمنان را از عواقب رهسپارى در ركاب مال و اولاد بر حذر مىدارد و مىگويد
«وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ- كه آنان كه چنين كنند زيانكاراناند.» آن كه زيان مىبيند اسلام نيست، و زيان ديدگى آنها زيان بردن و بىنصيب ماندن از نتايج انفاق است كه پاكيزه شدن و تهذيب و تزكيه باشد و دچار شدن به سرنوشت شوم در آخرت كه عذاب باشد و حسرت بر بىنصيبى در نزد خدا.
اين آيه ريشههاى نفاق را كه بر اساس مصالح مادّى و نژادى استوار است و در برجستهترين صورت خود در علاقه انسان به مال شخصى خويش و در بارزترين مظاهر آن در علاقه به فرزند خود نمودار است، از بيخ و بن برمىكند.