تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤١ - و آخرين سخن
سوى هدفهايى باشد كه براى آنها آفريده شده و او بدين راه نمىتواند رفت مگر به وسيله و با مدد نور، و خداوند است كه آن نور را در دل او قرار مىدهد «يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ [١٨٣]- خدا هر كس را كه بخواهد بدان نور راه مىنمايد»، و قرار دادن نور (فرا روى آدمى) يا مستقيم از طريق وحى است يا غير مستقيم از طريق مقياسها و ترازوهايى كه به وسيله آنها رهبر مردم مشخّص و معلوم مىشود.
هنگامى كه انسان به ايمان خود پرهيزگارى و پيروى از رهبر شايسته را مىافزايد، اين امر دل او را پاكيزه و رفتار او از كجرويها و گناهان پاك مىسازد، پس تقوا و پرهيزگارى نيّت او را ناب و پالوده مىكند و او را به فرمانبردارى و طاعت مىراند و از معصيت و نافرمانى باز مىدارد، و رهبرى جادّه را براى او روشن مىكند تا راه خود را به سوى روشندلى و هدايت بشناسد و بگشايد و بپيمايد.
«وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ- و بيامرزدتان كه خدا آمرزنده مهربان است.» [٢٩] تقوا و پرهيزگارى همان مقياس و وسيله سنجش است نه اعتبارات عرفى و نژادى و قومى و مادى يا جز اينها، زيرا اين همه در اسلام ساقط شده و فرو افتاده و تنها يك ارزش باقى مانده كه همان تقوى است، چنان كه خداوند گفت «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ/ ١٢٢ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ [١٨٤]- اى مردم! ما شما را از نرينه و مادينهاى بيافريديم. و شما را جماعتها و قبيلهها كرديم تا يكديگر را بشناسيد. هر آينه گراميترين شما نزد خدا، پرهيزگارترين شماست. خدا بسيار دانا و كاردان است.» قرآن اين ارزش را در صدها جاى تأكيد مىكند، چنان كه در همين جا دو بار تأكيد كرده است: يك بار با عموميّت دادن خطاب به تمام مؤمنان بدون شرط كردن صفات و اعتبارات و ملاحظات مادّى، و يك بار وقتى تصريح
[١٨٣] - النور/ ٣٥.
[١٨٤] - الحجرات/ ١٣.