تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٩
نصوص روايات مىيابيم كه خويهاى فلانى بخشى است از نفاق (دورويى) يا خصلتى است از/ ٤١٤ خصلتهاى منافقان. در حديث نبوى از پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) آمده است كه گفت: «چهار چيز است كه در هر كه باشد منافقى تمام است، و هر كس خصلتى از اين خصلتها را داشته باشد خصلتى از نفاق دارد تا آن را رها كند: چون امين قرار گيرد خيانت كند، و چون به سخن درآيد دروغ گويد و چون عهدى بندد خلاف عهد كند و چون مرافعه كند از عدل بيرون رود». [٨] پس هر گاه كسى همه به شرّ پرداخت كافر مىشود، و چون به شرّ محض اصرار ورزد بر دلش مهر مىنهند. [٩] به تحقيق بر دلهاى منافقان كه كفر و نفاق مىورزند مهر نهاده شده تا بدانجا كه با وجود اين مهر هيچ وسيله حسّى و عقلى باقى نمانده كه آنان به ايمان و صلاح هدايت شوند يا بدان وسيله ميان كفر و اسلام فرقى نهند.
«فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ- و آنان در نمىيابند.» يعنى دلالتهاى آيات را در نمىيابند تا به حق هدايت شوند، نه از آن رو كه خداوند گوش و چشم و دلهاى آنان را از ايشان گرفته است، بلكه اين همه را دارند ولى از آنها بهرهاى نمىبرند، چنان كه خداوند آنها را بدين سان توصيف كرده است: «لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ [١٠]- ايشان را دلهايى كه بدان نمىفهمند و چشمهايى است كه بدان نمىبينند و گوشهايى است كه بدان نمىشنوند. اينان همان چهار پايانند حتى گمراهتر از آنهايند،» و هر گاه خرد آدمى از كار باز ماند و هشيارى و نيروى تمييز و تشخيص از
[٨] - القرطبى، ج ١٨، ص ١٢٢.
[٩] - در روايات هشدارهايى بسيار نسبت به مغرور شدن به ايمان آمده است. پيامبر خدا (ص) گفت
«تمام عالمان در معرض هلاكاند مگر عاملان به علم، و تمام عاملان هلاكند مگر مخلصان، و مخلصان نيز در معرض خطرى بزرگند» تنبيه الخواطر، ص ٣٥٨.
[١٠] - الاعراف/ ١٧٩.