تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥١
سخن را يكا يك به گزين مىكنند تا به دل شنونده راه جويند و او را گمراه كنند، پس ظاهر كلامشان پاكيزه و شيرين است امّا اگر به نهفتههاى پشت آن و ميان سطرهايش آگاه شوى زهرى كشنده مىيابى.
«وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ- و چون سخن بگويند به سخنشان گوش مىدهى،» و قول، هر چيزى است كه انسان به وسيله آن با ديگران حكايت مىكند، مانند گفتار و نوشتار، و چه بسيار است دهانها و قلمهايى مزدور كه بر منابر و تريبونهاى مسلمانان بالا مىرود و در دواير نشر فرهنگ و تبليغات سر نهان مىكند،/ ٤١٦ مردم را گمراه مىسازد و طاغيان را بر آنها چيره مىدارد و از تمام وسايل تبليغاتى پيشرفته و امكانات بزرگ براى تسخير گوش و توجّه مردم بهره مىجويد، و چه بسيار است شعارهاى خيره كننده درخشان (پيشرفت، دموكراسى، رفاه ... و عدل) كه حكمرانان منافق براى فريب مردم، بويژه در مناسبتهاى سياسى و عمومى اجتماعى به راه مىاندازند، ولى هنگامى كه با واقعيت آنها روبرو شدى درمىيابى كه همه درون تهى و سراب است! «كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ- گويى چوبهايى هستند به ديوار تكيه داده.» و خشب همان شاخههاى خشكى هستند كه انتظار روييدن و ميوهاى از آنها نمىرود، و اصلاح هيچ كس آنها را سودمند نمىكند. بلى، اگر به سقفى يا درى يا وسيله سوخت يا هر چيزى كه انسان در زندگى خود از آن بهره مىگيرد تبديل بشوند سودمند خواهند بود. قرآن از آن رو منافقان را به چوبهايى تشبيه كرده كه «به ديوار تكيه داده شدهاند»، تا هر نقش مثبتى را در اجتماع اسلامى از آنها نفى كند.
٣- گريختن روانى از برابر انتقاد، زيرا منافقان نمىتوانند با حقيقت واقع و موضعگيرى رهبرى و اجتماع نسبت به شخصيّت ديگر خود روبرو شوند، هم چنان كه نقش پليد آنها بطور كلى متّكى بر ظاهر فريبنده آنهاست، و اگر رسوا شوند در رسيدن به هدفهاى خود و فريفتن مردم شكست مىخورند. دانش جنايى وجود اين صفت را در هر مجرمى تأكيد كرده و حتى محققان و روانشناسان آن را محور