تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٢
شناسايى مجرمان شناختهاند، و طريقهاى در تحقيقات جنايى بر همين اساس به وجود آوردهاند. و اين مطلب گذشت كه: «نزديك است مظنون به جرم بگويد
مرا بگيريد». [١٢] «يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ- هر آوازى را بر زيان خود مىپندارند.» آنان حقيقت خود و اعمال بد خويش را مىدانند، از اين رو مىبينى كه در برابر كوچكترين اتهام يا انتقاد به صورتى پيچيده از خود دفاع مىكنند (همان گونه كه مجرم در دادگاه از خود دفاع مىكند) خواه آن انتقاد عليه آنان يا بر ضد ديگران يا به صورت عام بوده باشد. و از نكتههايى كه درباره قضاوت امير مؤمنان (عليه السّلام) آمده اين است كه چند تن را نزد او آوردند/ ٤١٧ كه مظنون به اقدام به جرمى بودند و هيچ يك اعتراف نمىكردند، حضرتش فرمود به شماره آنها شكافهايى در ديوار تعبيه كردند و به متّهمان امر كرد كه سرهاى خود را در آن شكافها قرار دهند و بيرون نياورند. آن گاه به صداى بلند فرياد كرد: گردنش را بزن! ناگهان مجرم سر خود را بيرون آورد، و رسوا شد. قرآن اين صفت روانى منافقان را در جايى ديگر به گفته خداى تعالى چنين تعبير كرده است: «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ [١٣]- منافقان مىترسند كه مبادا از آسمان درباره آنان سورهاى نازل شود و از آنچه در دل نهفته دارند با خبرشان سازد.» ولى رهشناسى اسلام در ارزيابى اشخاص تنها متّكى به ظواهر نيست كه روشها و حيلههاى منافقان بر آن تأثير گذارد، و چگونه چنين چيزى ممكن خواهد شد در حالى كه اين رهشناسى متكى به علم مطلق خدا و توفيق هميشگى او به دوستان و مؤمنان خود است؟ از اين رو قرآن به گواهى دادن آنها نزد پيامبر و سوگندهاى سختشان و به ظاهر پيكرها و گفتههايشان نمىنگرد بلكه به حقيقت آنها از جهت كارهاى بد دشمنانه مخالف امّت و رهبرى ربّانى و نيتهاى پليد نهفته عليه
[١٢] - ضرب المثل است: كاد المريب أن يقول خذونى.
[١٣] - التوبة/ ٦٤.