تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٣
اسلام مىنگرد كه اين همه تصويرى است از دشمن كيناندوز، و خداوند آنها را چنين توصيف كرده است
«هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ- ايشان دشمناناند از آنها حذر كن.» از اين سخن دو بينش را الهام مىگيريم
نخست: تظاهر منافقان به محبّت و دوستى و مراعات اوضاع و احوال و شعاير اين جسارت را از مؤمنان سلب مىكند كه آنها را دشمن شمارند يا دست كم ايشان را در دشمن بودن آنها به شك مىافكند. و قرآن به صورتى از اين اختلاف در موضعگيرى نسبت به آنها اشاره مىكند: «فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا [١٤]- چيست شما را كه درباره منافقان دو گروه شديد، و حال آنكه خدا آنان را به سبب كردارشان مردود ساخته است؟ آيا مىخواهيد كسى را كه خدا گمراه كرده است هدايت كنيد؟ و تو راهى پيش پاى كسى كه خداوند گمراهش كرده است نتوانى نهاد.» پس آن آيه براى اين آمده كه ما را آگاه سازد كه بيگمان آنها دشمنند و با كلامى پايان بخش و تميز دهنده ترديد را در مورد آنان برطرف كند.
دوم: اين آيه موضعگيرى عملى را در برابر منافقان روشن مىكند. نخست شايسته است كه به دشمن بودن آنها ايمان آوريم و يقين كنيم/ ٤١٨ و سپس از آنها فاصله بگيريم و بپرهيزيم، و طبيعة رهبرى كه فشارهاى گوناگون آنها به قصد افكندن او به دامهاى آنان صورت مىگيرد، هشيار باشد، زيرا خطايى زشت است كه رهبرى سياسى يا دينى مسلمانان به صورتى ساده يا نرم و لغزان با اين خط رفتار كند كه همّت آن- چنان كه بيشتر اشاره كرديم- چرخيدن در پيرامون او و تغيير آراء و راندنش به مسيرى است كه در خدمت مصالح آن خط نفاق باشد.
«قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ- خدا ايشان را بكشد. به كجا منحرف
[١٤] - النساء/ ٨٨.