تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٢ - شرح آيات
در خبر است كه امير مؤمنان على بن ابى طالب (عليه السّلام) در خطبه خود به مردم گفت: «اى مردم! هر كس آنچه را از آن مىگريزد درخواهد يافت، و اجل خود را بدو مىرساند، و گريز از آن همان رسيدن و دريافتن آن است،» [٣١] و امام صادق (عليه السّلام) گفت: «سالها را مىشمارند، سپس ماهها را، سپس روزها را، سپس ساعتها را، آن گاه نفسها را مىشمارند، پس چون اجلشان فرا رسد ساعتى دير يا زود نمىكنند.» [٣٢] چنين است انسان و هر جاندارى كه زمان وعدهاى با مرگ دارد و عمر مركبى است كه گام به گام ما را به سوى وعدهگاه سرنوشتمان مىبرد، و هر لحظهاى كه بر ما بگذرد مهلت زندگى ما را به همان اندازه مىكاهد، پس بر ما واجب است كه روزهايى را كه در پيش داريم به عنوان طول عمرهاى خود حساب نكنيم و نگوييم مثلًا فلانى عمر درازى دارد و عمرش هفتاد يا هشتاد سال است، بلكه حقيقت اين است كه اين مقدار از عمرش كاسته شده است. وانگهى آيا مرگ پايان حركت و سير بشر است كه عنان نفس خود را رها سازد و در زندگى به هر جا مىخواهد برود و هر چه مىخواهد بكند؟! بيگمان مرگ پلى است به سوى حساب و پاداش، و حسابرس همان خدايى است كه هيچ چيزى بر او پوشيده نيست،/ ٣٨٨ امّا زندگى دنيا نيز زندگى براى بيهودهگرايى و بازى و سرگرمى نيست، بلكه عرصه مسئوليّت و التزام در برابر خدا به آن چيزهايى است كه بدانها امر يا از آنها نهى كرده است.
«ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ- سپس نزد آن داناى نهان و آشكارا برگردانده مىشويد تا به كارهايى كه كردهايد آگاهتان سازد.» براى انسانى كه با مبارزطلبى زمان و مرگ روبرو است سزاوار است كه به
[٣١] - تفسير القمى، ج ٢، در تفسير همين آيه.
[٣٢] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٢٤.