تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٥ - شرح آيات
بيمار و سخت شده باشد كه از قرآن تأثّر نپذيرد و پند نگيرد، خداوند گويد: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ- اگر اين قرآن را بر كوه فرو مىفرستاديم بيگمان آن را ترسيده و شكاف خورده مىديدى، و اين مثالهايى است كه براى مردم مىزنيم شايد بينديشند.» پس چرا قرآن مؤمن را به خشوع (و سرسپردگى) بر نيانگيزد، در حالى كه خشوع همان است كه انسان را از لحاظ نفسى و روانى آماده مىكند كه به حقّ تسليم شود و سرسپارد و در واقعيت نيز آن را تطبيق دهد و از لحاظ عملى اجرا كند؟
تأكيد قرآن بر (ما نزل من الحق)- آنچه از حق نازل شده، ما را بدين معنى رهنمون است كه سخت دلى انسان را به گرداب باطل فرو مىبرد، و در اينجا رابطهاى استوار ميان ذكر و ياد خدا و رسالت نازل شده از جانب او وجود دارد، زيرا خداى تعالى در كتاب خود (قرآن) متجلّى است.
در بخش دوم اين آيه، قرآن ما را متوجّه تجربه اهل كتاب مىكند تا از تجربههاى ديگر امّتها پند گيريم. آنان نيز چون امّت اسلام بودند، كتابى از جانب خدا براى آنان آمد، آنان را از شرّ گردنكشانى چون فرعون نجات داد، و ايشان را از تاريكى به روشنايى ايمان و دانش كشانيد، ولى به قساوت و سخت دلى دچار شدند. آن گاه بنگر كه عاقبتشان چه بود؟
«وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ- همانند آن كسان نباشيد كه پيش از اين كتاب به آنان داديم،» و چنان مىسزيد كه آنچه در آن كتاب (و شريعت) است اجرا كنند تا به هدفها و سعادت خود برسند، ولى آنان نمىخواستند مسئوليّت را بپذيرند و بر عهده قبول گيرند، از اين رو از آيات آن كتاب سر پيچيدند و از اجراى آن عقب ماندند و تخلّف ورزيدند،/ ٥٨ زيرا ايمانى بدون زحمت و تكليف و فداكارى، و مجد و عظمتى بى دشوارى و كوشش مىخواستند، از اين رو آن را به گمان و پندار (و طوطى وار) آموختند چنان كه خداى تعالى گويد: «وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا