تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٦ - شرح آيات
أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ [٧٣]- برخى از ايشان بيسوادانى هستند كه نمىدانند در آن كتاب چيست، جز سخنانى كه شنيدهاند (و طوطىوار) مىخوانند. اينان تنها پايبند گمان و پندار خويشاند.» و به جاى آن كه رسالت رهبر و پيشرو آنان باشد آن را با خود سازگار كردند و تغيير دادند و اميال و خواهشهاى خود را بر آن فرض و واجب ساختند و سخنان و كلمات را جابجا كردند و چه بسا كه آن كتاب را به صورت نوشتهاى عادى (و خودمانى) در ميان خود تلقّى كردند و ميراث و مرده ريگ خويش گرفتند. آن گاه بدون عمل كردن بدان تنها پايبند به حروف و كلماتش شدند.
از آنجا كه چنان كردند، ديگر كتاب براى آنان سودمند نيفتاد و ايمانشان به شك در آن تبديل شد و در مژدهها و وعدههاى آن و حقّى كه مشتمل بر آن بود ترديد كردند، و چون نسلها يكى پس از ديگرى آمدند بيهوده انتظار داشتند كه چيزى از آن بشارتها و وعدهها تحقق يابد- زيرا خود آن كتاب را سرسرى و طوطىوار فرا گرفته بودند و در اجراى آن كوششى نكرده بودند- بدين گونه بطبع ريشههاى ايمان در جانهاشان خشكيد و حياتش پايان يافت، بويژه كه هر نسلى جهات فلسفى خود را براى نسل بعد به ميراث نهاد.
«فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ- پس زمان ديرى بر آنان گذشت.» و هر نسلى به اندازه فاصله خود از نسل پيشاهنگان و پيشينيان يعنى نسلى كه براستى بدان كتاب ايمان داشتند و مندرجات آن را چنان كه خدا خواسته بود اجرا مىكردند، جدايى يافت و از دين دور شد و از آنجا كه كتابى را كه زندگى دلها بسته بدان است به اهمال سرسرى گرفتند خشوع و پروايشان از ميان رفت. در روايت از امام صادق (ع) آمده است: «فرزندان اسماعيل هم چنان عهدهدار و متولّى خانه خدا بودند و حجّت و امر دين مردم را بر پا مىداشتند و اين مهمّ را پشت در پشت از بزرگتران خود به ميراث برده بودند تا آنكه زمان عدنان پسر أدّد فرا رسيد «آن گاه زمان ديرى بر آنان گذشت و دلهايشان سخت شد» و فساد و تباهى كردند و در دين
[٧٣] - البقرة/ ٧٨.