تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٠
دست برود، آيا جز مظهر برونى و صورت مادى او چيزى باقى مىماند؟ و در اين حال چه فرقى ميان او و جانور يا جماد است؟ پس عجب نيست كه قرآن منافقان را در آن حال به چوبهايى كه به ديوار تكيه داده شدهاند تشبيه كرده است.
[٤] سياق آيه به بيان گوشهاى از صفات پيوسته به شخصيت منافق مىپردازد/ ٤١٥ كه به وسيله آنها در اجتماع منافقان از ديگران باز شناخته مىشوند و عبارتند از
١- افزونى توجّه به مظاهر دينى به قصد فريفتن مردم و برانگيختن خوشامد آنان، از اين رو منافقان را مىبينى كه اثر سجود پيشانيها و زانوهايشان پينه بسته، يا براى حضور در مسجد و ايستادن در نخستين صف نماز جماعت بر يكديگر پيشى مىگيرند، و در نماز خود تظاهر بسيار مىكنند، و جامههاى خود را كوتاه مىگيرند، و ريشهاى خود را بلند رها مىكنند، و به مظاهر شجاعت و شهامت ريا كارى مىنمايند ... و اين چنين عقده مظهر گرايى منافقان هر جا كه سخت احساس كنند مظهر اهميّت دارد روى مىنمايد، و از آنجا كه گوهرى درست ندارند، ناچارند در جستجوى چيزى برآيند كه كفر و پليدى خود را با آن بپوشانند، بويژه آنكه در اجتماع مسلمانان زندگى مىكنند.
«وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ- چون آنها را بينى تو را از جسمها و ظاهرشان خوش آيد.» ٢- سخن نگارين گفتن، منافقان درباره هر كلمهاى كه از دهانشان بيرون آيد حساب مىكنند و پيش از سخن گفتن بدان بسيار مىانديشند، اوّلا: براى آن كه آنچه را پنهان مىدارند باز نگويد. مگر نه آن كه آدمى زير زبان خود پنهان شده است؟ و آيا پروردگار ما سبحانه و تعالى درباره آنها نگفته است
«وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ [١١]- ايشان را از شيوه سخنشان خواهى شناخت»؟
و ثانيا: براى آن كه به آراء باطل خود كه هيچ بهرهاى از حقايق واقع ندارد پشتوانهاى بدهند، پس نقص دليلها را با آرايشهاى كلام جبران مىكنند، و اجزاء
[١١] - سوره محمّد/ ٣٠.