تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٩ - شرح آيات
مىكند
/ ٤٨٩ «وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍ- هر كس را كه خدا راهنمايى كند، گمراه كنندهاى نيست.» يعنى نيرويى كه قادر به گمراه ساختن مردى باشد كه خدا اراده هدايت او را كرده است وجود ندارد.
در حديث از ابى عبد اللَّه (ع) براى ثابت بن سعيد آمده است
«اى ثابت! با مردم چه كار داريد؟ دست از مردم بداريد، و كسى را به امر (مذهب) خود دعوت نكنيد. به خدا سوگند كه اگر اهل آسمانها و زمين گرد آيند كه بندهاى را هدايت كنند كه خدا گمراهى او را اراده كرده است، بر هدايتش توانايى ندارند، و اگر اهل آسمانها و زمين گرد آيند تا بندهاى را گمراه سازند كه خدا هدايت او را اراده كرده، نمىتوانند او را گمراه كنند. از مردم دست بداريد و بس كنيد، و كسى نگويد: عمويم، برادرم، پسر عمويم و همسايهام، زيرا خدا هر گاه براى بندهاى خير بخواهد روح او را پاكيزه مىسازد كه هر معروف و كار نيكى را كه بشنود بشناسد و هر منكر را زشت و ناروا شمارد، سپس در دل او كلمهاى مىافكند كه كارش بدان فراهم مىآيد و به سامان مىرسد». [٤٦] اين حديث را گفته خداى تعالى تفسير مىكند كه: «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً- شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند خويشتن را به خاطرشان (يا به دنبالشان) از اندوه هلاك سازى». [٤٧] «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقامٍ- آيا خدا پيروزمند و انتقام گيرنده نيست؟» به يقين خدا «عزيز پيروزمند مسلّط» است، و از پيروزمندى او انتقامش از كافران است، و از مظاهر انتقامش گمراه ساختن مخالفان لجوج است، هم چنان كه از مظاهر عزّتش هدايت نيكوكاران است.
[٤٦] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٩٠.
[٤٧] - الكهف/ ٦.