تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٨ - شرح آيات
كردهاند، آن جا كه ضمان را ساقط ساختهاند از كسانى كه مىخواهند نيكوكارى و احسان كنند ولى اشتباهى مىكنند و به طرف ديگر زيان مىرسانند، مانند كسى كه مىخواهد غريقى را نجات دهد ولى چون از روش نجات غريق اطّلاعى ندارد در غرق شدن او شريك مىشود.
«وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ- و به بهتر از آنچه مىكردهاند پاداششان دهد.» [٣٦] از گردنههاى دشوارى كه در راه مؤمنان نيكوكار پديد مىآيد پرواى مردم، و بيم از قطع رابطه و دور شدن از آنهاست، ولى خدا به ايشان وعده مىدهد كه شرّ مردم را از ايشان بسنده باشد، و خداى سبحان كه آسمانها و زمين را نگه مىدارد كه از ميان نروند، چگونه بنده خود را نگهدارى نكند؟
«أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ- آيا خدا براى نگهدارى بندهاش كافى نيست؟» بلى. خدا بندهاش را بر نگهدارى از شر ستم شاهان و مكر حاسدان و گردنكشى ستمكاران كافى است.
«وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ- تو را به كسانى كه سواى خدايند مىترسانند.» با ايجاد هراس در دل تو از كسانى كه سواى خداى سبحانند، تا تو را از راه او گمراه كنند.
«وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ- و هر كس را كه خدا گمراه سازد هيچ راهنمايى نخواهد بود.» نمىدانند كه مهيمن مسلّط بىچون همانا خداست، و همتايان برساخته سواى او، و سلطههاى طاغوتى، و اجتماع فاسد، و ... و ... هيچ نيرويى ندارند، و از آن جا كه روى به سوى غير خدا كردهاند خدا نور هدايت را از آنها برگرفته و ربوده و آنها را گمراه كرده است.
[٣٧] بار ديگر خدا بر انديشه كفايت و بسندگى با اين گفته خود تأكيد