تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٣ - شرح آيات
سرسپردگى و انقياد داشته باشد.
در آغاز ابراهيم (ع) خود را پاك و ناب ساخت و خدا او را از تأثير نسلهاى پيشين كه در وجود عمويش، آزر مجسّم شده بود رهايى داد و بزدود، آن گاه او را از هراس و سرسپردگى به طاغوت بلكه از تسليم شدن به جامعه آزاد ساخت، پس آن حضرت (ع) از صفر آغاز كرد، از جايى كه هيچ يار و ياورى جز پروردگار خود نداشت، و از اين رو نمونه اخلاص شد كه بدو مثل زنند، و اين به سبب جهش او در حركت خويش از پايگاه ايمان به خدا، و عمل به وحى او، بدور از هر انگيزه ديگر بود.
[٩٧] از آن جا كه ابراهيم در چنين سطح، و با چنان روش خطرناكى با كجروى به ستيزه پرداخت قومش مصمّم شدند كه او را به بدترين صورت در نظر خود، بكشند تا ديگران به پيروى از راه او نينديشند،/ ٢٦٠ و اين همان عادت گردنكشان و طاغوتان تا به امروز است.
«قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ- گفتند: برايش بنايى برآوريد و او را در آتش اندازيد.» نمرود و ديگر نيروهايى كه مورد تهديد جنبش ابراهيم (ع) قرار گرفته بودند در برافروختن آتشى بزرگ همدست و همداستان شدند و او را با منجنيق به درون آن آتش افكندند، و با آن كه مىدانستند آتشى به مراتب كمتر از چنان آتش فراوانى كه افروخته بودند- در شرايط عادى- براى تبديل او به خاكستر كافى است، خواستند تمام مردم را با گردآوردن هيزم در رويارويى با آن پيامبر (ع) درگير و سهيم سازند.
ما حالت آماده باشد عمومى را كه طاغوتان هنگامى كه قدرتشان با خطرهايى حقيقى مواجه مىشود اعلان مىكنند مىبينيم كه براى شريك كردن مردم در آن به دو منظور دست به هر اقدام محالى مىزنند
اوّلا: براى سرگرم كردن و منصرف ساختن مردم از حقيقت امورى كه مىگذرد.