اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩ - ١- مفهوم غرور
يكى از دلايل عمده آن همان غرور و نخوت آنها بوده است.
متأسّفانه هنوز گروهى از آنها به نام صهيونيستها از باده غرور سرمستند و هر روز مرتكب جنايات تازهاى مىشوند كه چهره تاريخشان را سياهتر از سابق مىكند.
آنها همه چيز را براى خودشان مىخواهند و براى ديگران حقّى قائل نيستند خود را قوم برتر مىشمرند و ديگران را با ديده حقارت مىنگرند.
ششمين آيه ناظر به قوم «صالح» است كه آنها نيز چنان مست باده غرور بودند كه با صراحت از پيامبرشان تقاضاى مجازات الهى كردند، با اينكه معجزه آشكار او را با چشم خود مىديدند، مىفرمايد: «آنها ناقه را (همان شترى كه به اعجاز الهى از كوه بيرون آمده بود) پى كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند: اى صالح اگر از فرستادگان خدا هستى عذابى را كه ما را به آن تهديد مىكنى بياور»! (فَعَقَرُوا النَّاقَةَ فَعَتَوا عَنْ امْرِ رَبِّهِمْ وَ قَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا انْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ). [١]
قرآن به دنبال آن مىگويد: «زمين لرزه وحشتناكى آنها را فراگرفت و صبحگاهان بدنهاى بى جانشان در خانههاشان باقى ماند! (و اين است سرانجام يك قوم مغرور و از خدا بى خبر)»!
در هفتمين آيه سخن از دوزخيان است كه در قيامت در ظلمت و تاريكى به سر مىبرند در حالى كه مؤمنان با نور ايمان در عرصه محشر شتابان مىگذرند: «منافقان دوزخى آنها را صدا مىزنند كه مگر ما با شما نبوديم؟ مىگويند: آرى! ولكن شما خود را به هلاكت افكنديد و انتظار (مرگ پيامبر را) كشيديد (و در همه چيز) شكّ و ترديد داشتيد و آرزوهاى دور و دراز، شما را مغرور ساخت تا فرمان خدا فرارسيد و شيطان شما را در برابر خداوند به غرور و فريب واداشت»! (يُنَادُونَهُمْ الَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَ لَكِنَّكُمْ فَتَنْتُمْ انْفُسَكُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ ارْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْكُمُ الْامَانِىُّ حَتَّى جَاءَ امْرُ اللَّهِ وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ). [٢]
سپس در آيه بعد از آن با صراحت به آنها گفته مىشود كه «امروز هيچ راه فرارى
[١]-/ اعراف، ٧٧
[٢]-/ حديد، ١٤