اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢ - تغافل مثبت
حفظ آبروى ديگران شود.
از جمله مواردى كه «تغافل» در آن پسنديده است، پنهان ساختن عيوب ديگران است. هر كس عيب يا لغزشى دارد، لذا سعى دارد تا مردم آن را ندانند؛ ولى گاهى افراد هوشمند از آن آگاه مىشوند. «تغافل» در اين گونه موارد، در حقيقت يك نوع عيبپوشى است كه جز در موارد امر به معروف و نهى از منكر، آن هم به صورت محرمانه و لطيف، بسيار پسنديده است.
اگر در مواردى پردهدرى شود و آبرو و حيثيت اشخاص بر باد رود، افراد تشويق به گناه مىشوند و طبق منطق «من كه رسواى جهانم، غم دنيا سهل است» رسوايى را مجوّزى براى گناه مىشمرد و به بيان ديگر، اگر پرده حياى گنهكاران دريده شود، دست به هر كارى مىزنند؛ پس در اينجا جز با «تغافل» نمىتوان جلوى اين پديده شوم اجتماعى را گرفت.
در يك بيان كلى مىتوان گفت: يكى از اصول مهم زندگى آرام و خالى از دغدغه، همين مسئله «تغافل» است، به ويژه مديران بايد از اين مسئله در حل بسيارى از مشكلاتشان بهره بگيرند؛ يعنى، هر جا كه احتياج به اخطار و هشدار است بايد اخطار و هشدار دهند و هر جا كه با «تغافل» مشكلات حل مىشود، از اين طريق وارد شوند. به يقين اگر مديران اصل «تغافل» را از زندگى خود حذف كنند، گرفتار دردسرهاى بى دليل خواهند شد.
به همين دليل، پيشوايان بزرگ اسلام در گفتار و عمل، نسبت به اين مسئله تأكيد كردهاند. «تغافل» پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بعضى از موارد باعث خردهگيرى بعضى از افراد ناآگاه مىشد؛ مثلًا، اعتراض مىكردند به اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله خيلى سريع تحت تأثير سخنان اين و آن قرار مىگيرند و اگر گفته شود كه فلان كس پشت سر شما چنين و چنان مىگويد، مىپذيرد و به سراغ آن شخص مىفرستد، اما هنگامى كه او قسم ياد مىكند كه چنين چيزى را نگفتهام، سخن او را نيز مىپذيرد.
قرآن مجيد نيز در آيه ٦١ سوره توبه به اين مطلب اشاره مىكند: «وَ مِنْهُمُ الَّذين يُؤْذُونَ النَّبِىَ وَ يَقُولُونَ هُوَ اذُنٌ قُلْ اذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ وَ رَحْمَة لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُم ...؛ از آنها كسانى هستند كه پيامبر صلى الله عليه و آله را آزار مىدهند و مىگويند: او آدم