فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٧ - ٤ـ مسجد سازى در كنار مشاهد
صحابه در گذشته بودند ويك نفر از آنها باقى نمانده بود[١].
وناصر الدين آلبانى مقيم شام كه مدافع مكتب حنبلى به شكل وهابى است، همين جواب را تكرار مى كند[٢].
از اينها سؤال مى شود آيا فقهاى اهل بيت (عليهم السلام) وفقهاى دهگانه ومجموع تابعين، ازنظر علم ودانش وآگاهى ازسنت وتقوا و وارستگى، به پاى يك صحابى نمى رسيدند؟كه اگر در زمان يك صحابى اين كار انجام مى گرفت اين نشانه درستى كار بود اما حالا كه در زمان گروه بعدى (تابعين ) كه ما اسلام وقرآن را از آنها فرا گرفتهايم، انجام گرفته است، نشانه صحت ودرستى نيست ؟!
شگفتا تك تك صحابه درميان آنان لباس عصمت پوشيده و مقياس حق وباطل شده اند، همان صحابه اى كه بخارى در صحيح خود مى نويسددر روز قيامت، پيامبر راهى بهشت مى شود وآنان راهى جاى ديگر[٣] وهر چه پيامبر فرياد مى كشد ياران مرا به كجا مى بريد؟خطاب مى آيد تو نمى دانى پس از در گذشت تو چه كارهايى انجام دادند . آنان به عصر جاهليت باز گشتند.
بنا براين، چگونه اين گروه، وجود يك صحابى را در يك حادثه نشانه حقانيت مى دانند ولى به تصويب همه تابعان ومسلمين چند قرن، ارجى نمى نهند .
بنا براين همين تابعانى كه احاديث مورد نظر وهابيان را نقل كرده اندعملا قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)را نماز گاه ومصلاى خود ساختند . دراين صورت عمل آنان گواه بر اين است كه اين احاديث كه بعدا ياد آور خواهيم شد، معنى ديگرى دارند.
[١] الجواب الباهر، ص٧١.
[٢] تحذير الساجد، ص٧١.
[٣] جامع الاُصول ج١١ص ١٢٠ ، شماره حديث ٧٩٧٣ « إرتدوا على أدبارهم القهقرى»