فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٤ - مقصود از لفظ جلاله چيست
باشد، زيرا خدايى خداست كه مانع از ورود او به دوزخ مى شود نه معبود بودن او.
خلاصه دراين آيات چهارگانه كه قرآن براهين عقلى دقيق بر يكتايى خدا، اقامه ميكند، نا چاريم كه إله وآلهه را به همان معناى خدا به معناى عام بگيريم نه به معنى معبود ودر غير اين صورت براهين مورد نظر، بى نتيجه خواهند بود، زيرا تعددخداست كه مايه فساد دستگاه آفرينش مى شود نه تعدد معبود (مضمون دو آيه اول و دوم ) ودوگانگى خداست كه سبب مى شود هرخدايي به خداى واقعى راه پيدا كند نه دو گانگى معبود (مضمون آيه سوم ) خدا بودن است كه مانع از آن مى شود كه هيزم دوزخ گردد نه مجرد معبود بودن ولى اگر لفظ اله دراين آيات به معنى معبود گرفته شود، ناچاريم براى تصحيح معنى آيات، كلمه (بحق ) را مقدّر بگيريم.
٣ـ لفظ جلاله به معنى عامّ
گاهى لفظ جلاله معنى علميت وجزئيت را از دست مى دهد و حالت كلى به خود مى گيرد يعنى از لفظ جلاله (اللّه )، إله اراده مى گردد، و در دو آيه ياد شده در زير جريان ازاين قبيل است.
(هُوَ اللّهُ الَّذِي لا إلهَ إلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ) (حشر /٢٣)
(هُوَاللّهُ الْخَالِقُ الْبَارِىء ُالْمُصَوِّرُلَهُ الاْسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمواتِ وَ الاْرَضِ وَ هُوَ الْعَزيِزُ الْحَكيمُ)(حشر /٢٤)
«در اين دو آيه، لفظ جلاله حالت علمىوجزئى بودن را از دست داده وبه جاى اله به كار رفته است، تو گويى در آيه نخست چنين مى گويد : او خدايى است كه چنين اوصافى را دارد : پادشاه است، منزه از نقايص است و...»