فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦ - پيشگفتار لغزشهاى تاريخ نگاران عقايد
عقيده شيعه نداشتم[١]، ديگر امروز اين عذرها ى صورى نيز پذيرفته نيست، وبايد نويسندگان ملل ونحل ويانويسنده مسائل كلامى، به مصادر ومدارك هرملتى كه مورد اعتبار واعتماد مشايخ وبزرگان آنها است، مراجعه كنند وبدون تعيين مصدر، انديشه اى رابه كسى نسبت ندهند.
اگر نويسندگان اسلامىومحققان باهدف اين راه را بپيمايندخواهيم ديد كه بسيارى ازنسبتها بى پايه است ومجموع طوائف اسلامى، مشتركات فراوانى دارند ودرسايه اين مشتركات، ميتوانند دست واحدى دربرابر ديگران باشند .
دراينجا ازتذكر نكته اى ناگزيريم وآن اينكه هركتابى را هرچند نويسنده آن از دانشمندان وبزرگان آن فرقه باشد، نمى توان مصدر ومدرك براى كل فرقه دانست ، خصوصا اگر كتاب، كتاب حديثى وروايتى باشد، زيرا وجود روايت، گواه برعقيده نيست . محدثان اسلامى، وظيفه اى جز گرد آورى روايت با ذكر اسناد، نداشتند . اين وظيفه ديگران است كه به نقّادى روايات بپردازند وحق را از باطل جدا سازند.
امروز مسأله تهمت زدن به شيعه كار رائجى شده است وانقلاب اسلامى ايران سبب شد كه جهان به فرهنگ شيعه توجه پيدا كند، از آنجا كه گرايش جهانيان به چنين فرهنگى، كه با «ثوره»و پرخاشگرى دربرابر ظالمان ومستكبران عجين است، به سود استكبار جهانى نيست، ازاين جهت، گروهى مزدور را برآن داشتند كه چهره فرهنگ شيعى را خدشه دار سازند، وتا آنجا كه بتوانند اوهام وپندارها را سرهم كرده وبه عنوان عقيده شيعه معرفى كنند و براى حق جلوه دادن خود، كتابهاى حديثى شيعه را ويا نوشته هاى افرا دبى مايه را مدرك معرفى كنند، درحالى كه ياد آور شديم كتاب حديث كتاب عقيدتى نيست، مگر آنگاه كه نقادى شود . وبهترين كتاب حديثى شيعه كه كتاب كافى تأليف ثقة الإسلام كلينى است، كتابى صد درصد صحيح نيست بلكه درآن صحيح وموثق وحسن وضعيف وجود دارد، ازاين جهت،
[١] به مقدمه كتاب «اصل الشيعة و اصولها» مراجعه شود.