فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٥ - ابن تيميه در كشاكش تبعيد و زندان
كاملاً مقدس باشد، انسانى كه روى يك رشته انگيزه هاى مادى، واغراض شخصى به ثبات درراه عقيده تظاهر ورزد، آن نيز مقدس نيست .
اگر ثبات درراه عقيده به طور دربست كار خوبى باشد بايد شيطان رابه خاطر ثبات در عقيده خود، ستايش كنيم زيرا اونيز درراه عقيده خود تا درون دوزخ پيش رفت، و«نار» را بر «عار» برگزيد .
ثبات ابن تيميه، لجاجت دربرابر كليه علماى اسلام ومذاهب چهارگانه اهل سنت بود ، او به روشنى مى ديد كه انديشه هاى او درباره صفات خدا ومقامات پيامبر، افكار كليه فقيهان وقضاة اسلام را برضد او شورانيده، وپيوسته دستگير وتبعيد وزندانى ميشود، ودراين ميان، مسأله سياسى نبود تا تصور شو د كه گروهى روى اغراض سياسى، ويا شخصى ومادى با او در افتاده وپيوسته او را به محاكم قضائى مى كشند :
درمكتب اهل سنت اتفاق علماى يك عصر، تا چه رسد ، اتفاق علماء هفت قرن، حجت وواقع نما است وتخلف از آن تخلف از جامعه اسلامى است كه دوزخ را به دنبال دارد . وآنان براين مطلب با آيه ياد شده در زير استدلال ميكنند آنجا كه ميفرمايد :
(وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُول َ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيْلِ المُؤمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سَآءَتْ مَصِيراً)[١].
كسى كه پس از روشن شدن حقيقت ازدر مخالفت با پيامبر در آيد واز راهى جز راه مؤمنان پيروى كند، ما او را از پى همان كسى كه دوست داشته، مى فرستيم و دردوزخ وارد مى كنيم، چه جايگاه بدى است.
نكته قابل توجه در آيه : جمله (وَ يَتَّبِع غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤمِنِينَ)است، كه
[١] سوره نساء /١١٥.