فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٤ - ابن تيميه در كشاكش تبعيد و زندان
وسرانجام پس از فعل وانفعالها، شيخ در ٢٢ ربيع الأول سال ٧٠٧ اززندان آزاد شد واقامت درمصر را برانتقال به دمشق ترجيح داد.
٣ـ وى پس ا ز آزادى درنشر عقايد خود پافشارى ميكرد وابن عطاء بااو مناظره نموده واورابه محكمه قاضى بدرالدين بن جماعة كشانيد قاضى احساس كه كه وى درسخنان خود، نسبت به پيامبر ادب را رعايت نميكند، او را روانه زندان كرد وسرانجام در آغاز سال ٧٠٨، آزاد شد.
٤ـ فعاليت مجدد شيخ سبب شدآخر ماه صفر ٧٠٩ به اسكندريه مصر تبعيد شود وپس از هشت ماه اقامت درآنجا، در ٧٠٩ به قاهره باز گشت ودرآنجا ماند تاسال ٧١٢به شام باز گشت [١].
٥ـ درروز پنجشنبه دوم رجب سال ٧٢٠، به خاطر فتاواى دوراز مذاهب اسلامى به دار السعادة احضار شد، قضاة هر چهار مذهب او را نكوهش كردند، ومحكوم به زندان شد تا دوم محرم ٧٢١، اززندان آزاد گرديد.
٦ـ شكايات فراوانى از علماء ودانشمندان درباره او سبب شد كه حاكم وقت او را در قلعه دمشق زندانى سازد، وازهرنوع فعاليت حتى نوشتن،ممنوع گرددوسرانجام درسال ٧٢٨ درزندان جان سپرد .[٢]
دراين جا از تذكر نكته اى ناگزيريم و آن اينكه : ممكن است،كسى يك چنين مقاومت واستوارى درراه انديشه را مايه ستايش بداند واورا اسطوره مقاومت وثبات درراه عقيده تلقى كند، ولى يك چنين انديشه جز ساده نگرى، چيزى بيش نيست زيرا لجاجت دربرابر حق، غيرازمقاومت درراه عقيده است، خصلت نخست كاملاً محكوم ونكوهيده است، ودومى درصورتى قابل ستايش است، كه خود عقيده
[١] البداية والنهاية، ج ١٤، ص٥٢و....
[٢] المنهل الصافي والمستوفي بعد الوافي، ص٣٤٠.