فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٩ - ٩ـ تبرك به آثار رسالت
« اين پيراهن مرا ببريد وبر چهره پدرم بيندازيد، او بينا مى شود»
ودرباره عمل پيك مى گويد:
(فَلَمَا أنْ جَ آءَ البَشِيرُ ألْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيراً ) (يوسف /٩٦).
«وقتى مژده رسان آمد، آن پيراهن رابر صورت اوانداخت واو بينا گشت ».
بنا براين، شفا خواهى از پيامبران وصالحان، يك نوع توسل به اسباب غيبى وعلل خارج از طبيعت است كه در شرائطى اثر خود را نشان مى دهد ويك چنين اعتقاد ودر خواست نه با مسأله توحيد در عبادت منافات دارد ونه با دستور شرع كه فرمان داده است كه بايد به دنبال اسباب وعلل رفت زيرا قدرت نمايى انبيا وصالحان مستقل وجدا از قدرت خدا نيست،اگر آنان كارى راصورت مى دهند، به اذن الهى مى باشد، ومالك چيزى نيستند، بلكه مجارى فيض ومظاهر لطف وجنود غيبى حق ومجريان فرمان او مى باشند، وبراى خود وديگران كوچكترين سود وزيانى رامالك نمى شوند.
اينجاست كه درخواست شفا ودرمان از پيامبران وصالحان، با درخواست بت پرستان از بتها تفاوت جوهرى دارد.
آنان براى بت، مقامى در عرض مقام ربوبى قائل بودند وآنها رامالك قسمتى از كارهاى خدا مى پنداشتند، وبه هنگام طواف وسعى، آلهه خود را چنين توصيف مى كردند:
«لَبَّيكَ أللَّهمَّ لبّيك، لا شَريِكَ لَكَ إلاّ شريك هُوَ لَكَ تَمْلِكُهُ ومَا مَلَكَ»[١].
« لبيك، خدايا لبيك، تو شريكى ندارى، جز شريكى كه خود ازآن توست وتواورا با آنچه دارد مالكى »
[١] تكملة السيف الصقيل ، ص٢٨.