فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٥ - توسّل به مقام و منزلت انبيا و اوليا
او دارند ، در خواست اورا نيز پاسخ گويد ، زيرا دعا كننده نيز سائل است وچنين حقى را بر خدا دارد.
در دلالت روايت ، كوچكترين خدشه اى نمى توان كرد وهر چه هم «وهابى»بخواهد در آن ايجاد شبهه كند ، نمى تواند ، ولى پس از فكر وانديشه به خاطرش رسيده است كه در سند روايت ، عطيه عوفى است واو در نظر برخى از علماى رجال ، ضعيف است [١].
ولى با توجه به كلمات علماى رجال ، علت تضعيف او روشن مى شود، زيرا او از دوستان على بوده ودر دولت اموى ، به حمايت ودوستى على تظاهر ميكرده ، وولايت وتشيع در نزد برخى ، وسيله تضعيف راوى است .
ما در اينجا گفتار علماى رجال رانقل مى كنيم تا روشن شود كه آنان در باره او دودسته شده اند ، گروهى اورا ستوده وبرخى ديگر اورا به نحوى تضعيف كرده اند وضمناً علت تضعيف او روشن خواهد شد كه جرم اوتشيع وولاى اهل بيت بوده وهرگز دروغگو ويا خلاف كارنبوده است :
١ـ ابن سعد مى نويسد : عطيه با ابن اشعث بر حكومت وقت خروج كرد . حجاج به عامل خود محمد بن قاسم نوشت كه اورا دستگير كند واز او بخواهد كه به على (عليه السلام)ناسزار بگويد واو انسان راستگويى بود واحاديث خوبى دارد و «بزّار»او را از شيعيان على شمرده ومى گويد : غالب راويان ، ازاو نقل روايت كرده اند.
٢ـ ذهبى مى نويسد : او از تابعان مشهور واز شيعيان على بوده است .
٣ـ ابن معين مى گويد : او انسان شايسته اى است .
٤ـ ابن حجر مى گويد :او انسان راستگويى بوده ولى اشتباهاتى هم داشته
[١] رفاعى ، التّوصل إلى حقيقة التّوسل، ص٢١٢.