فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥١ - تحليلى از دو شبهه نويسنده معاصر وهّابى
عباس ونزديكتر از او به خدا بود، پس چرا او را رها كرد وسراغ عباس رفت ؟[١].
شكى نيست كه انگيزه او بر تراشيدن اين اعتراضها حفظ موضع عقيدتى خود است .او به جاى اينكه عقيده را بر سنت عرضه كند ، سنت را بر عقيده خود عرضه مى كند ما هم اكنون هر دو شبهه پاسخ مى گوئيم :
در باره شبهه نخست يا دآور مى شويم با توجه به تاريخ توسل به اشخاص پاك وپارسا ، مى توان عمل خليفه را تفسير كرد واينكه كار خليفه ، ادامه همان توسلهاى عصر عبدالمطلب وابوطالب بود وبه يك معنا بازگشت به آنچه در شرايع پيشين آمده ورخ داده بود ، بنا براين ، توسل خليفه با توسل عبدالمطلب وابو طالب و قوم يونس يكنواخت وهماهنگ است .
ازاين گذشته ، عباراتى كه خود خليفه در اين باره مطرح مى كند ، همگى حاكى از توسل به شخص است او به هنگام دعا چنين گفت :
«أللّهمّ كنا نتوّسل إليك بنبينا فتسقينا فإنّا نتوّسل إليك بعمّ نبيّنا فاسقنا »
او به نقل ابن اثير رو به مردم كرد وگفت : «هذا واللّهِ الوسيلة إلى اللّهِ والمكان منه».
او به نقل قسطلانى رو به مردم كرد و گفت :
«ايُّها النَّاس إنّ رسولَ اللّهِ يرى للعبَّاس ما يرى الولد للوالد فاقتدوا به في عمّه واتّخذوه وسيلة إلى اللّه»
من نميدانم اگر خليفه مى خواست توسل به شخص رامطرح كند ، با چه عبارتى روشنتر از اين مطرح مى كرد ؟
[١] التّوصل إلى حقيقة التّوسل ،٢٥٣و٢٥٦. وى اين اعتراض را از ابن تيميه گرفته است ، به مجموعة الرسائل والمسائل ،١/١٢مراجعه شود.