فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٣ - اجتهاد در برابر نصّ
كند.
٢ـ مى گويد : اگراين دعا مؤثر باشد بايد در روى زمين نابينا وحاجتمندى باقى نماند.
اين اعتراض ، اعتراض به وحى الهى است وازآن به دو شيوه مى توان پاسخ داد:
١ـ به صورت نقضى ، ياد آور مى شويم : عين همين اعتراض به آيه قرآن نيز متوجه است . مگر نه قرآن مى فرمايد:
(أمَنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَ إذا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُوء)؟ وياد آور مى شود كه خدا پاسخگوى دعا كنندگان وبرطرف كننده نيازهاى مضطران است ؟پس چرا اين همه دعاهاى غير مستجاب در جامعه هست وروى زمين را مضطر پر كرده است ؟
٢ـ به صورت حلّى ، مسلّماً دعا در هر شرايطى مستجاب نمى شود وبراى استجابت دعا ، شرايط خاصى لازم است واز اين جهت ، قسمتى از دعاها به هدف اجابت رسيده وقسمتى ديگر به علل ومصالحى كه خدا مى داند ، مستجاب نميشود.
اين نوع اعتراضهاى كودكانه ، منشأ، سببى جز پيشداورى ندارد.
٢ـ توسل به كودكان معصوم.
از زمانهاى ديرينه، مردم گرفتار ونيازمند ، درمقام جلب رحمت حق ، به صالحان متوسل مى شدند وآنها را ميان خود وخدا واسطه قرار مى دادند تا خداى بزرگ به خاطر مقام ومنزلت آنان ، به ديگران نيز رحم كند ، خصوصا آنجا كه اين انسانهاى والا ازنظر سرنوشت با انسانهاى نيازمند يكى باشند ، مثلا آنجا كه قحطى