فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٠ - عثمان بن حنيف و مرد نيازمند
پيامبر توسل شود و شخص اورا شفيع درگاه الهى قرار دهد ومحور استدلال، دومى است، نه دعاى پيامبر.
عثمان بن حنيف ومرد نيازمند
عثمان بن حنيف وبرادرش سهل بن حنيف، هردو از اصحاب پيامبر گرامىواز علاقمندان خاندان رسالت بودند ود ر دوره پنج ساله حكومت امير مؤمنان، سهل بن حنيف فرماندار مدينه وعثمان بن حنيف استاندار بصره بود ودر تاريخ حياة صحابه پيامبر هر دو جايگاه والايى دارند.
عثمان بن حنيف ناقل روايت پيشين است كه مشروحاً در باره آن سخن گفتيم .اواز اين روايت، يك ضابطه كلى فهميده وآن اينكه افراد گرفتار، مى توانند براى رفع گرفتار ى خود، به دعائى كه پيامبر به آن مرد نابينا تعليم كرد، متوسل شوند وتعليم پيامبر، مخصوص آن مرد نابينا نبوده، بلكه يك ضابطه كلى است. ازاين جهت، در دوران حكومت خليفه سوم، مردى به حضور خليفه رفته وحاجت خود رامطرح كرد . اما مورد توجه قرار نگرفت، ولى آنگاه كه مشكل خود را با عثمان بن حنيف در ميان نهاد، وى به او فرمود: برو وضو بگير و به مسجد پيامبر بيا، و دو ركعت نماز بگزار واين دعا را بخوان : «اللّهمَّ إنِّي أسألكَ وأَتوجّه إليك بنَبيّك محمّد نَبِي ّ الرَّحمَةِ، يا مُحمّد إنّي أتوجّه بِكَ إلى رَبّي فَتَقضيِ لِي حاجَتِي » آنگاه حاجت خود را بگو و به سوى خليفه برو .
آن مرد حاجتمند به ترتيبى كه ابن حنيف گفته بود، عمل كرد و درخانه خليفه آمد . دربان در را باز كرد واورا به حضور عثمان راهنمايى نمود .عثمان اورا روى فرش نشانيد وگفت : درخواست تو چيست؟ او درخواست خود را بيان كرد و خليفه نيز آن را برآورده نمود وافزود : چرا تاكنون حاجت خود را به من نگفتى ؟هرنيازى دارى