فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٤ - ٣ـ تعمير قبور
ميساختند ولى در آغاز قرن هشتم ، براى اولين بار سخنى از ابن تيميه شنيد ه شد كه مى گويد : « تعمير وبناى بر روى قبور ، مشروع نيست »[١].
اين انديشه به صورت بذرى در لابلاى كتابها ، باقى ماند ، وبه خاطر نا مساعد بودن محيط ظهور، اين انديشه رشد نكرد ، تا اينكه محمّد بن عبدالوهاب در نيمه دوم قرن دوازدهم هجرى قمرى به آبيارى اين بذر پرداخت ، وبار ديگر اين انديشه را زنده كرد.
درسال ١٣٠٤ هجرى شمسى وقتى ابن سعود به كمك استعما ر انگليس ، برحرمين شريفين ، مسلط شد ، دوماه تمام براى ويران كردن آثار رسالت درنگ كرد،وشايد هم بنا نداشت به اين زودى ، اين آثار را ويران كند ، ولى مشايخ وهابى كه او را به عنوان امير توحيد! برگزيده بودند ، شايعه سازى آغاز كرده و دراطراف او سخنانى را پخش كردند كه عبدالعزيز در اجراءاصول توحيد! ، مسامحه مى كند ،او در وقت شايعه پراكنى ، در مكه ويا طائف به سر مى برد ، و پس از اطلاع از شايعه،قاضى القضاة يعنى ابن بليهد را از رياض به مدينه فرا خواند ، تا مسأله را با علماى مدينه درميان نهد ، وبا ظاهر سازى خاصى كانونهاى نور ومعنويت را به ويرانه تبديل سازد.
قاضى پس از ورود به مدينه ، صورت استفتائى درست كرد ودر آن پاسخهاى مورد نظر خود را گنجانيد، تا مفتيان ، شيوه پاسخ را ازمتن سئوال بياموزند!، در حالى كه در هيچ كجاى دنيا ديده نشده كه مستفتى وپرسشگر ِ واقعى ، جواب خودرا در سئوال بگنجاند وتثبيت آن را از طرف بخواهد.
يكى از سئوالها، مسأله تعمير وبناى بر قبور بود ، وآنان در جوى مملو از
[١] مجموعة الرسائل والمسائل ، ج١، ص٥٩ ـ ٦٠ چاپ مصر .