فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٣ - ٣ـ تعمير قبور
همان حالت محفوظ است .
هنگامى كه مسلمانان ، اين مراكز را فتح كردند ، هرگز حتى به فكر يك نفر قشرى و سطحى هم خطور نكرد كه بناى بر قبور حرام يا بدعت وشرك است ،پس بياييد «كلنگ توحيد» را به دست بگيريم واين مظاهر شرك را با خاك يكسان كنيم . بلكه در مدت اين چهارده قرن ، حفاظت وصيانت آنها را مسلمين بر عهده گرفته و خراشى بر آن وارد نكرده اند.
روزى كه پيامبر گرامى در گذشت ، پيامبر را ـ به هرعلتى بود ـ در خانه خودش به خاك سپردند، وهرگزاحدى از ياران پيامبر اين كار را نا صواب نشمرد ، حتى شيخين وصيت كردند كه آنها را در جوار پيامبر به خاك بسپارند .جوارى كه داراى سقف و سايبان بود، هرچند به مرور زمان اين سقف و سايبان ، به وضع بهترى تبديل شده وهم اكنون گنبد سبز آن در مدينه منوّره باقى است ، ووهابيان جرأت ندارند آن را ويران سازند تا بيش از پيش عداوت خود را با اسلام و آورنده آن ثابت كنند.
اين نه تنها قبور پيامبران وصالحان است ، بلكه در تمام اقطار اسلامى پيوسته براى قبور علما وخطبا وشهدا و خدمتگزاران صديق اسلام ، قبه و با رگاهى بوده وملت مسلمان چنين كارى را خدمت نا چيزى مى انديشيد كه بايد به ساحت آنان تقديم شود.
كدام اجماع وكدام اتفاق مى تواند بالاتر ازاين اجماع واتفاق باشد كه از رضايت صاحب شرع حكايت كرده است ؟
اين مطلب به قدرى روشن وواضح است كه خود وهابيان به آن اقرار مى كنند.
امير يمنى كه فريفته مسلك وهابى بوده وكتابى وقصيده اى در باره آن سروده