فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٥٦ - دليل تراشى به جاى واقع بينى
پيامبر و شفاعت، نوعى رابطه قائل مى شود و شايد نكته آن اينستكه شفاعت پيامبر،از آن موحدان است نه مشركان ومؤمنان، نه منافقان وزيارت قبر پيامبر نشانه ايمان به مكتب توحيد است، چنانكه زيارت قبر او نشانه ايمان قلبى به اوست كه حتى پس از رحلت او نيز با طيب خاطر بر سر تربت او آمده است.
حضور درمزار، نشستن در كنار قبر، همه وهمه نشانه ايمان زائر به مكتب پيامبر گرامى است.طبعاً چنين زيارتى، رابطه تنگاتنگى با توحيد وانزجار از شرك دارد كه پيامبر گرامى منادى ومبشر آن است.شگفت اينجاست كه يك انسان، بدون توجه به مسائل علمى، زيارت قبر پيامبر را نشانه شرك بداند، در حالى كه رابطه مستقيمى با ايمان به مكتب او يعنى توحيد دارد، وما در اين قسمت در آينده بحث خواهيم كرد.
دليل تراشى به جاى واقع بينى
از آثار سازنده زيارت قبور به طور عموم،به خصوص، آثار اجتماعى وسياسى آن، درمورد زيارت انبياء واولياء و شهداء وصالحان، آگاه شديم، با وجود هدايت قرآنى و تنصيص رسول خدا، در هردو مورد، ديگر به نقل سخنان ائمه مذاهب اربعه، نيازى نيست، ولى د ر عين حال، در طول تاريخ، علماى اسلام بدون استثناء زيارت قبور را به هر دو صورت جايز وشايسته شمرده اند، ونقل كلمات آنان مايه گسترش دامنه سخن مى گردد.
حتى برخى ا ز علماى اهل سنت كتابهاى مستقلى در اين مورد نوشته اند، كه يكى از آنها را يا دمى كنيم وآن كتاب «شفاء السّقام في زيارة خير الأنام »، نگارش تقى الدين سبكى متوفاى( ٧٥٦ )، است. حتى دانشمند معروف ، سمهودى متوفاى (٩١١)بخشى از كتاب خود را كه در باره مدينه نوشته وآن را «وفاء الوفاء