فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤١ - سفرهاى زيارتى و تحليل دستاويزهاى وهابيان
ولى آيا با هر حديث وخبرى مى توان حكم الهى را استنباط كرد؟ يا بايدحديث، از نظر سند، صحيح و استوار بوده وازنظر دلالت، واضح وروشن باشد؟
پس از در گذشت پيامبر گرامى،سطحى گرائى و ظاهر بينى درميان گروهى از مسلمانان رواج يافت وبه حفظ روايت بيش از تدبر وانديشه درمفهوم ومضمون آن،همت گماردند. خطر اين ظاهر بينان وسطحى نگران بر واقعيت اسلام كمتر از خطر دشمنان خارجى نيست.
پيامبر گرامى در خطبه معروف خود در مسجد خيف چنين فرمود:
«نضّراللّه إمرءاً سمع مقالتي فوعاها ثم أدّاها إلى من لم يسمعها فربّ حامل فقه لافقه له وربّ حامل فقه إلى من هو أفقه منه» [١].
«خدا خرم گرداند كسى را كه سخن مرا بشنود وآن را فرا گيرد وسپس به آنكه نشينده برساند، چه بسا كسانى دانشى را به ديگران مى رسانند بى آنكه خود از آن چيزى بفهمند وچه كسانى دانشى را به نزد دانشمندتر از خو د مى برند....»
امير مؤمنان، على (عليه السلام) ياران خود را از سطحى نگرى ،باز داشته و پيوسته علا قمند بود كه مسلمانان ، بسان ائمه اهل بيت (عليهم السلام)دردين،ژرف نگر بوده واز ظاهر بينى دور باشند ودر توصيف آنان مى فرمايد:
«عَقَلُوا الدِّينَ عَقْلَ وِعَايَة وَرعايَّة، لا عقلَ سَمَاعَ وروايَة...)[٢].
«درباره دين انديشيد ه اند، وانديشه شان آنها را به واقعيت دين رسانيده وبه شنيدن وباز گو كردن آن، اكتفا نكرده اند»
[١] احمد بن حنبل ، مسند، ج٤،ص٨ و ج٥، ص١٨٣.
[٢] نهج البلاغة ، خطبه ٢٣٤ ـ٢٣٩