فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٧ - مقصود از تقسيم بدعت به نيك و بد (حسنه و سيّئه) چيست؟
دراينجا يا دآور ميشويم اگر محور تقسيم به حسنه وسيئه، آداب وتقاليد ورسوم ملى باشد كه ارتباطى به دين وشريعت ندارند، چنين تقسيمى صحيح خواهد بود، زيرا مراسم ملى كه بعدها به صورت سنت در مى آيد، گاهى به نفع ملت و موافق با اصول شريعت مى باشد.قهراً پايه گذارى چنين رسم نويى، بدعت حسنه خواهد بود، ولى آنگاه كه سنتهاى نوبه ضرر جامعه ويامخالف اصول شريعتمقدسه باشند، قهراً بدعت بد خواهند بود.امروز درميان مردم رسم است كه سالروز و تولد خود را جشن مى گيرند، ودوستان خود را دعوت مى كنند، مسلما چنين رسمى، اگر ازمعاصى پيراسته باشد رسم نيك است همچنانكه در جوامع باصطلاح متمدن در مهمانيهاى رسمى، استفاده ازشراب و رقص دسته جمعى مردانوزنان، سنتى است كه به آن انس گرفته اند، ولى ازنظر ما، سنت بد وامر محرمى است .
ولى اگرمحور تقسيم، نو آوريهايى باشد كه ارتباط تنگاتنگ با دين دارند وبه نام دين انجام مى گيرند، چنين بدعتى فقط مى تواند يك قسم داشته باشد وآن بدعت بدو حرام است،زيرا بدعت دراين مورد، تصرف در شؤون تشريع ووارد كردن چيزى كه جزء دين نيست در دين است، چنين كارى صد درصد حرام بوده ونمى تواند حسن وزيبا باشد.
درهمان مسأله نماز تراويح با جماعت، اگر در عصر رسالت هيچگاه به جماعت برگزار نشده باشد، تبديل نماز فرادى به جماعت، بدون دليل، بدعت سيئى بوده وهيچگاه نام حسن ونيك به خود نخواهد گرفت،مگر آنكه فرض كنيم در عصر رسالت،گاه و بيگاه به صورت جماعت خوانده شده است . هرچند غالباً به صورت فرادى مى خواندند، دراين صورت بايد يك چنين بدعت را بدعت نيك خواند ونام گذارى آن به بدعت از آن روست كه يك كار جائز ازنظر شرع كه مورد توجه نبوده