فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٠ - ٢ ـ تعريف بدعت
گرامى مى دارند، به كار افتاده،و وآنان را مبدع و بدعت گزار مى نامد،واحاديث مربوط به بدعت را كه پيامبر فرموده است « شر الاُمور محدثاتها » سر مى دهند.
اكنون شايسته است پس از تحديد معنى شرك در عبادت، پيرامون بدعت سخن بگوييم،تا كا ربرد اين حربه كه در دست وهابيان است،روشن شود.اينك به تبيين اين قسمت مى پردازيم.
١ـ بدعت ازنظر لغت
بدعت در لغت عرب، به معنى كار بى سابقه است كه نمونه قبلى نداشته باشد.قرآن، خدا را چنين توصيف مى كند :(بَدِيعُ الَّسَمَاواتِ وَالأرضِ)(انعام/١٠١)
«آفريننده آسمان و زمين است ». كه آنها را بدون الگو ونمونه پيشين، آفريده است، وبه عبارت ديگر، هرچيز جديد وبى سابقه را «بديع» و كار نو ظهور را «بدعت » توصيف مى كنند.راغب در مفردات مى گويد «الإبداع إنشاء صنعة بلا إحتذاء وإقتداء ومنه قيل ركيّة بديع أى جديدة الحفر »
«ابداع،پديد آوردن چيزى است كه نمونه و سابقه اى نداشته باشد وچاهى راكه تازه حفر كرده باشند،بديع مى گويند.»
قرآن پيامبر را چنين توصيف مى كند:
(قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ)(احقاف /٩).
«بگو من درميان پيامبران پديده نو ظهورى نيستم، بلكه پيش از من نيز پيامبرانى آمده اند»
بدعت به معنى لغوى، يعنى كارهاى نو ظهور نمى تواند بدون قيد وشرط حرام